إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨ - مقام دوم
كريت را استصحاب مىكنيد و حالت سابقه يقينيه را به وسيله استصحاب ادامه مىدهيد.
تذكر: شرط جريان استصحاب در فرض مذكور، اين است كه معارض نداشته باشد [١] يعنى: موضوع اثر فقط يك عنوان در يك حادث باشد اما چنانچه فرضا هم «تقدم الملاقاة على الكرية» در لسان دليل شرعى، موضوع اثر است و هم تقدم الكرية على الملاقاة [٢] در اين صورت از جهت حالت سابقه، مانعى براى جريان استصحابين [٣] مطرح نيست لكن وقتى بخواهيم دو استصحاب را جارى نمائيم، گرفتار معارضه مىشود زيرا يقين داريم يكى از آن دو عدم تقدم انتقاض پيدا كرده و به تقدم، متبدل شده، علم اجمالى به كذب يكى از آن دو استصحاب داريم زيرا امكان ندارد، نه ملاقات بر كريت تقدم داشته باشد و نه كريت بر ملاقات، بلكه قطعا «احدهما» بر ديگرى مقدم بوده.
خلاصه: استصحاب در «ما نحن فيه» به علت تعارض كنار مىرود نه بهعنوان نبودن حالت سابقه.
يادآورى: اگر دو طرف يك حادث هم منشأ اثر باشد، استصحاب از نظر حالت سابقه، نقصى ندارد اما مبتلاى به معارض هست.
بيان ذلك: فرض كنيد هم «تقدم الملاقاة على الكرية» داراى اثر هست و هم «تأخر الملاقاة على الكرية»، ذى الاثر مىباشد، در اين صورت هم استصحاب از نظر حالت سابقه نقصى ندارد لكن به خاطر ابتلاء به معارض، جريان پيدا نمىكند زيرا اگر بخواهيد عدم تقدم را استصحاب نمائيد، مىگوئيم چرا عدم تأخر را استصحاب نمىكنيد [٤] و چنانچه
[١]در اين زمينه، توجه شما را به پاورقى [٢] صفحه ١٤ در مورد حادثين مجهولى التاريخ هم جلب مىكنيم.
[٢]يعنى: اثر بر هر دو «تقدم» مترتب شده.
[٣]يعنى: الف: استصحاب عدم تقدم كريت. ب: استصحاب عدم تقدم ملاقات.
[٤]چون هر دو، داراى حالت سابقه هستند.