إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٩٨ - تزاحم استصحابين
دو علت براى تعارض استصحابين، مطرح است كه اينك به توضيح آن مىپردازيم:
١گاهى علم به كذب يكى از دو استصحاب نداريم به عبارت ديگر: علم به انتقاض حالت سابقه، مطرح نيست [١] بلكه منشأ تعارض، چنين است:
فرض كنيد دو شىء سابقا واجب بود و تضادى هم بين آنها محقق نبود و ما هر دو را خارجا اتيان نموديم لكن «فعلا» كه مىخواهيم وجوب هر دو را استصحاب و به «لا تنقض» تمسك نمائيم، بين آن دو به علت ضيق وقت يا به علل ديگر- مانند عدم قدرت بر اتيان هر دو [٢]- تضاد، محقق شده يعنى در زمان استصحاب، بين آن دو، تضاد، محقق شده [٣] و اگر بخواهيم دو استصحاب وجوب جارى نمائيم، نتيجهاش اين مىشود كه دو شىء متضاد، نسبت به ما واجب باشد.
اكنون كه علت و خصوصيات مسئله را مشخص نموديم به پاسخ سؤال مىپردازيم:
هر دو استصحاب را جارى نمائيد و بگوئيد آن دو شىء، واجب است منتها چون مسأله تزاحم بين واجبين- مانند مسأله صلات و ازاله نجاست از مسجد [٤]- مطرح است، اهم را اخذ نمائيد و اگر اهم، وجود نداشت، نوبت به تخيير بين واجبين متزاحمين مىرسد.
لكن بايد توجه داشت كه در محل بحث، وجوب واجبين به وسيله استصحاب، ثابت شده ولى در سائر موارد، واجبين متزاحمين با دليل، ثابت مىشد.
خلاصه: اگر منشأ تعارض دو استصحاب، تضاد حادث بين متعلقين و موضوعين باشد، هر دو استصحاب، جارى و مسأله تزاحم، مطرح مىشود.
[١]احتمال مىدهيم هر دو حالت سابقه، باقى باشد، بدون اينكه علم به خلاف داشته باشيم.
[٢]فعلا قدرت بر اتيان هر دو نداريم بلكه احدهما را مىتوانيم، اتيان نمائيم.
[٣]پس منشأ تعارض استصحابين، تضادى است كه فعلا حادث شده و بين موضوعين در زمان سابق، تضادى نبوده.
[٤] براى توضيح بيشتر درباره آن به ايضاح الكفاية جلد دوم صفحه ٤٧٣- ٤٢١ رجوع نمايد.