إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٦ - تقليد فرد جاهل از مجتهد انسدادى، چگونه است؟
تقليد فرد جاهل از مجتهد انسدادى [١]، چگونه است؟
اگر مجتهد مطلق از افرادى باشد كه باب علم و علمى را منسد مىداند، تقليد غير، از او در غايت اشكال است زيرا:
١ادله تقليد، دال بر جواز رجوع جاهل به عالم [٢] هست- نه رجوع به جاهل- درحالىكه مجتهد انسدادى، جاهل و معترف است كه من نسبت به احكام، عالم نيستم.
٢اما مقدمات انسداد را هم كه آن مجتهد درباره خودش- نه مقلدينش- جارى نموده و نتيجه گرفته در حال انسداد باب علم و علمى بايد به ظن خود عمل نمايد [٣]، «شك» و «وهم» را بر ظن ترجيح ندهد لذا تقليد غير، از مجتهد انسدادى، نياز به دليل ديگرى [٤] دارد و در محل بحث، دليل ديگرى غير از اجماع يا اجراء مقدمات انسداد، نزد همان غير [٥]، مطرح نيست كه اينك به توضيح آن مىپردازيم.
[١]بنا بر حكومت نه كشف.
تذكر: در نتيجه دليل انسداد، اختلاف است كه آيا ظن انسدادى بنا بر «كشف» حجيت دارد يا بنا بر «حكومت» كه تفصيل آن را در بحث ظن- جلد چهارم ايضاح الكفاية- بيان كرديم اما اجمالا:
الف: در حال انسداد باب علم و علمى و تماميت مقدمات انسداد «عقل» كشف مىكند كه شارع مقدس در چنين وضعى، ظن انسدادى را يك حجت شرعى قرار داده كه در اين صورت، ظن انسدادى، يك حجت شرعى هست.
ب: قول ديگر، اين است كه در حال انسداد باب علم و علمى و تماميت مقدمات انسداد به عقل رجوع مىنمائيم و عقل «مستقلا» و صرفنظر از شرع، حكم به حجيت ظن انسدادى مىكند كه در اين فرض، ظن انسدادى، يك حجت عقلى است.
[٢]يعنى: عالم به احكام شرعيه.
[٣]حجيت مطلق ظن.
[٤]غير از دليل تقليد و غير از دليل انسداد كه آن مجتهد در حق خود، جارى نموده.
[٥]كه نتيجهاش حجيت ظن مجتهد انسدادى براى آن غير باشد.