إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧١ - فصل رجوع تمام مرجحات به سند روايت است
العلاج دلّت على تقديم رواية ذات مزية في أحد أطرافها و نواحيها فجميع هذه من مرجحات السند حتى موافقة الخبر للتقية، فإنها أيضا مما يوجب ترجيح أحد السندين و حجيته فعلا و طرح الآخر راسا(١).
[فصل:] رجوع تمام مرجحات به سند [١] روايت است
(١)- مرجحات منصوص كه موجب ترجيح و تعيين خبر راجح و طرح مرجوح است [٢] گرچه انواعى دارد و داراى موارد عديده مىباشد اما تمام آنها به ترجيح سند رجوع مىنمايد.
بيان ذلك: مورد بعضى از مرجحات، راوى خبر است مانند وثاقت و فقاهت.
مورد بعضى از آنها، نفس خبر است مانند مشهور بودن خبر- شهرت با نفس خبر، قائم است.
مورد برخى از مرجحات، مضمون خبر است مانند مطابقت روايت با كتاب اللّه يا موافقت خبر با فتواى اصحاب كه آن دو، مضمون روايت را تقويت مىكند.
مورد بعضى از مرجحات، متن خبر است مانند فصاحت، مثل اينكه الفاظ يك روايت، نسبت به روايت ديگر، فصيح باشد- فصاحت، مزيتى است كه قائم به متن خبر است.
گاهى مزيت، قائم با جهت صدور روايت است [٣] مانند مخالفت با عامه.
تمام مرجحات- با اختلاف انواع و مواردش- مرجح سند روايت هستند زيرا با توجه به آنها «احد الخبرين» اخذ و ديگرى طرح مىشود- مرجح دلالى يا جهت ديگر نيستند- زيرا اخبار علاجيه، دال بر اين است كه: روايت ذى المزية در مقام عمل و اخذ بر
[١]يعنى: باعث ترجيح سند است.
[٢]البته بنا بر وجوب ترجيح.
[٣]يعنى: مورد بعضى از مرجحات، جهت صدور روايت است مانند مخالفت با عامه، يعنى: آن روايت به منظور بيان واقع، صادر شده نه تقيه يا دواعى ديگر.