إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٠ - آيا تخيير بين خبرين، بدوى هست يا استمرارى
تذكر: اين مسئله، منوط بر اين است كه اطلاقات مذكور از جهتى كه مىخواهيم به آن تمسك نمائيم- يعنى: استمرار تخيير- در مقام بيان وارد شده باشد [١] و اهمال نداشته باشد اما اگر بگوئيم اطلاقات مذكور فقط در مقام بيان اصل مسأله تخيير، وارد شده ولى از جهت استمرارى بودن تخيير در مقام بيان نيست بايد به دليل ديگر تمسك نمود و آن دليل، استصحاب است [٢].
[١]«ممكن است «مطلق» داراى جهات متعددى باشد در اين صورت براى هر جهتى كه بخواهيم به آن تمسك نمائيم، ابتدا بايد- و لو با تمسك به همان اصل عقلائى- احراز نمائيم كه متكلم در مقام بيان آن جهت بوده و چنانچه متكلم در مقام بيان يك جهت باشد فقط از همان لحاظ مىتوان به اطلاق كلامش تمسك نمود- نه از جهات ديگر.
مثال: مولائى فرموده «اعتق رقبة» لكن مردد هستيم كه آيا كلامش از نظر ايمان و كفر- نسبت به رقبه- اطلاق دارد يا نه در اين صورت بايد- و لو با همان اصل عقلائى- احراز نمائيم كه او از اين جهت در مقام بيان بوده و تمام مراد استعمالى خود را «رقبه» قرار داده بدون اينكه مسأله كفر و ايمان، مطرح باشد.
سؤال: چون «رقبه» از نظر صنف قيمت، اسوديت و ابيضيت، مختلف است آيا مىتوان از اين جهات به اطلاق آن كلام تمسك نمود؟
جواب: بايد احراز نمود كه مولا از آن جهت در مقام بيان بوده و الا اگر فقط او از نظر كفر و ايمان رقبه در مقام بيان بوده از جهت اسود يا ابيض بودن رقبه نمىتوان به اطلاق كلامش تمسك كرد پس تمسك به هر اطلاقى مشروط بر اين است كه مولا از آن جهت در مقام بيان باشد». ر. ك:
ايضاح الكفاية ٣/ ٥٦٣.
[٢]بديهى است كه با وجود دليل اجتهادى مانند اطلاق و عموم نمىتوان به اصل، تمسك نمود- الاصل دليل حيث لا دليل- يعنى: اگر اطلاقات اخبار تخيير را نپذيريم، نوبت به استصحاب مىرسد.