فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٤٢ - سرقفلی
شرط حق بقا در مكانى ضمن عقد اجاره يا با اين مفاد است كه پس از پايان مدت اجاره تنها مستأجر حق سكونت در آن مكان را داشته باشد و تازمانى كه وى در آن جا ساكن است مالك حق ندارد آن را به ديگرى اجاره دهد و بايد اجاره را با همان مستأجر تمديد كند. در اين صورت تنها با بيرون رفتن مستأجر و تخليه آن مكان، حق او از بين مىرود و مالك مىتواند آن را به ديگرى اجاره دهد؛ ليكن مستأجر نمىتواند اين حق را به ديگرى منتقل كند و نيز مالى (سرقفلى) را كه در ازاى به دست آوردن اين حق ـ علاوه بر اجاره بها ـ به مالك پرداخت كرده از او باز پس گيرد. البته در اين صورت اگر فرد سومى پيدا شود كه در ازاى تخليه مكان و يا اسقاط حق، به مستأجر مالى (سرقفلى) بپردازد تا وى بتواند آن مكان را از مالكش اجاره كند، اشكال ندارد. همچنين است اگر مالك از مستأجر بخواهد مكان را تخليه كند، وى مىتواند در ازاى اسقاط حق خود و تخليه محل، از مالك مطالبه مال (سرقفلى) كند.
گاهى قلمرو شرط ضمن عقد گسترده است؛ بدين گونه كه در ازاى دادن مالى (سرقفلى) به مالك علاوه بر اجاره بها، حق ياد شده براى مستأجر يا هر كسى كه وى تعيين مىكند ـ خواه با واسطه يا بى واسطه ـ شرط شود. اين حق داراى ارزش مالى و قابل انتقال از راه فروختن ـ بنابر قول برخى ـ ارث بردن و مانند آن مىباشد. در اين صورت مستأجر مىتواند در ازاى انتقال حق خود به ديگرى وجهى دريافت كند. چنان كه مستأجرهاى بعدى نيز كه اين حق به آنان منتقل مىشود، مىتوانند در ازاى انتقال حق خود به ديگرى از او سرقفلى بگيرند. البته در اين صورت، مستأجر جديد پس از انتقال حق به او، مكان را از مالك آن اجاره مىكند نه از مستأجر قديم.
شرط حق بقا نيز گاه با شرط عدم افزايش اجاره بها در سالهاى بعد توأم است و گاه با افزايش آن به مقدار متعارف؛ چنان كه گاه توأم با گرفتن مالى (سرقفلى) توسط مالك از مستأجر است و گاهى بدون آن.