فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٢٣ - سر
كفالت:اگر كفيل هنگام كفالت، به جاى آنكه بگويد: فلانى را كفالت كردم، بگويد: سر فلانى را كفالت كردم، صحيح است؛(٣٩)هرچند برخى، در صحّت آن، در فرض عدم وجود شاهدى بر مقصود گوينده، اشكال كردهاند.(٤٠)
نكاح:ماليدن خون عقيقه(--> عقيقه)بر سر كودك كراهت دارد.(٤١)
صيد و ذباحه:جدا كردن سر ذبيحه قبل از جان دادن، به قولى حرام و به قولى ديگر مكروه است. بنابر قول به حرمت، در حرام شدن گوشت ذبيحه اختلاف است.(٤٢)
ارث:كسى كه داراى دو سر است، براى تشخيص يك يا دو نفر بودن وى، ملاكهايى ذكر شده است كه ارث بر مبناى آن محاسبه مىشود(--> ذو الرأسين).
حدود:در كيفر تازيانه، هنگام اجراى حد، به مواضع خطرناك بدن، همچون سر، تازيانه زده نمىشود.(٤٣)
قصاص و ديات:به آسيب وارد بر سر «شجاج» گويند كه هشت گونه است و هر كدام داراى احكامى خاص از قصاص و ديات است( -->شجاج).
(--> رأس الحسين)