فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٢٩ - زبان
در آتش مىافكند» و نيز در حديثى از امام صادق عليه السّلام آمده است: «زبانت را حفظ كن تا سالم بمانى».(٤)
سبق لسان:مراد از آن تلفظ به كلامى بدون قصد آن است. آثار مترتب بر اعمال عمدى يا سهوى بر سبق لسان مترتب نمىشود. بنابر بر اين، اگر كسى بدون قصد قسم خوردن، به اشتباه، قسم از زبانش جارى شود، يا مردى بدون قصد طلاق، از روى اشتباه طلاق به زبانش جريان يابد، اثرى بر قسم(٥)و طلاق(٦)مترتب نمىشود. همچنين مردى كه دو همسر دارد، چنانچه هنگام طلاق، به اشتباه نام يكى را ببرد (در حالى كه مقصود وى ديگرى بوده است) طلاق واقع نمىشود.(٧)همه عقود و ايقاعاتى كه تحقق آنها منوط به قصد مىباشد همين حكم را دارند؛ چنان كه ثبوت حدود مرتبط با زبان، مانند قذف(--> قذف)منوط به قصد است؛ از اين رو، اگر كسى بدون قصد ديگرى را قذف كند، مانند غافل، حدّ قذف بر او جارى نمىگردد.(٨)
جنايت بر زبان:قصاص در زبان جارى است. بنابر اين، اگر كسى به عمد، تمام يا بعض زبان ديگرى را قطع كند، با مطالبه آسيب ديده، همان مقدار از زبان او قطع مىشود. البته به شرط برابرى هر دو زبان در سلامت. بنابر اين، زبان سالم در برابر زبان لال قصاص نمىشود؛ هرچند در اين صورت ديه ثابت است؛ ليكن زبانِ لال در برابر زبان سالم قصاص مىگردد.(٩)
ديه قطع زبان سالم از بيخ، ديه كامل و در زبان لال، يك سوم آن مىباشد. اگر بعض زبان قطع شود، در لال، ديه بر حسب مقدار مساحت قطع شده نسبت به تمامى زبان، محاسبه مىشود. به عنوان مثال، اگر يك چهارم از مساحت تمامى زبان قطع شده باشد، ديه آن يك چهارم از يك سوم ديه كامل است؛ ليكن در زبان سالم، بنابر قول مشهور، ديه بر ٢٨ حرف زبان عرب توزيع مىشود. بنابر اين، اگر فرد آسيب ديده، توان نطق يك سوم از حروف را از دست داده باشد، يك سوم ديه و اگر توان تكلم تمامى حروف را از دست داده باشد، ديه كامل ثابت مىگردد.(١٠)