فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٧٦ - روزه
طلوع فجر مسلمان شده و روزه آن روز را نگرفته باشد، كه قضاى آن، بر وى واجب خواهد بود. اما بر مرتد( -->ارتداد)قضاى دوران ارتداد واجب است؛(٧٢)چنان كه بر مست و مانند او، همچون غافل، مُكرَه و مضطرّ ـ كه تحت عنوان ديوانه و بيهوش نمىگنجد ـ قضاى روزههاى فوت شده از آنان واجب است.(٧٣)
قضاى روزههاى فوت شده از حائض(--> حيض)و نفساء( -->نفاس)نيز بر آنان واجب است.(٧٤)
چنانچه روزه ماه رمضان بر اثر بيمارى، حيض يا نفاس فوت شود و عذر استمرار يابد تا اينكه شخص بميرد، قضاى آن از طرف وى واجب نيست.(٧٥)
شخصى كه بر اثر بيمارى روزه نگرفته، چنانچه بيمارىاش تا ماه رمضان بعد استمرار يابد، بنابر قول مشهور، قضاى آن ساقط مىشود؛ ليكن بنابر قول مشهور، بايد براى هر روز، يك و بنابر قول برخى، دو مُدّ طعام كفّاره بدهد. اما اگر عذر مستمر، غير بيمارى، همچون سفر باشد، تنها قضا واجب است، بدون ثبوت كفّاره؛ هرچند برخى، احتياط را در جمع بين قضا و كفّاره دانسته، بلكه بعضى به آن فتوا دادهاند.(٧٦)
كسى كه روزه ماه رمضان را از روى عذر يا غير عذر ترك كرده و با قدرت بر قضا، قضاى آن را تا ماه رمضان بعد به جا نياورده، به قول معروف ميان فقها، قضا و كفّاره (يك يا دو مُدّ طعام براى هر روز)؛ هر دو بر او واجب است.(٧٧)
به قول معروف، بلكه به اجماع ادّعا شده، قضاى روزههاى فوت شده از ميّت به جهت عذر، مانند بيمارى يا مسافرت، بر ولىّ او واجب است. در اينكه قضاى روزههاى فوت شده بدون عذر نيز بر ولىّ واجب است يا نه، اختلاف است.(٧٨)مراد از ولىّ ميّت، بنابر قول مشهور، پسر بزرگ تر است(٧٩)و اگر ميّت وصيّت كند براى نماز يا روزه فوت شده او اجير بگيرند، از گردن ولىّ او ساقط مىشود، به شرط آنكه اجير آن را به طور صحيح انجام دهد. برخى گفتهاند: به صرف وصيّت، از عهده ولىّ خارج مىشود.(٨٠)