فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٤٠ - رمايه
تعيين نوع مسابقه (مبادرت يا محاطّه بودن) نيز در عقد لازم است يا نه، اختلاف مىباشد.(١٦)
مسابقه تير اندازى با سلاحهاى جديد:در جواز مسابقه تير اندازى به صورت شرط بندى با سلاحهاى جديد كه در جنگ كاربرد دارند يا اختصاص آن به تير و كمان و مانند آن از شمشير و نيزه، اختلاف است. برخى معاصران صحت عقد مسابقه تير اندازى با سلاحهاى امروزى را بعيد ندانستهاند؛(١٧)ليكن برخى گفتهاند: قرار داد مسابقه تير اندازى به صورت عقد اجاره يا جعاله صحيح است نه به صورت عقد شرعى خاص (گروگذارى و شرط بندى)، بنابر اين، بايد شرايط اجاره يا جعاله در آن رعايت شود.(١٨)
الفاظ عقد رمايه:در مسابقه تيراندازى الفاظ زير به كار مىروند.
١. مناضله؛ به معناى مسابقه تيراندازى.
٢. رَشْق؛ به معناى تيراندازى.
٣. رِشْق؛ به معناى تعداد تيرهايى كه بايد پرتاب شوند.
٤. رِشْق وجهٍ و يَدٍ؛ به معناى پى در پى انداختن تيرهايى كه بايد پرتاب شوند.
٥ .غَرَض؛ به معناى چيزى همچون پوست يا كاغذ كه تيرها بايد به آن اصابت كنند. به آن رُقعه نيز گويند؛ چنان كه به آن قرطاس هم گفته مىشود؛ خواه كاغذ باشد يا غير كاغذ. گاهى در غرض، نقشى هلال گونه قرارداده مىشود كه به آن دايره گويند. گاهى نيز در وسط دايره چيزى ديگر قرار مىدهند كه به آن خاتم گفته مىشود.
٦ . هدف؛ به معناى چيزى همچون خاك يا ديوارى كه غرض در آن قرار داده مىشود. البته در لغت، هدف و غرض به يك معنا است و اين تفاوت تنها در اصطلاح تيراندازان است.
تيرها نيز با توجه چگونگى اصابت آنها به هدف يا غرض، اسامى مختلفى دارند كه عبارتند از:
١. حابى يا مُزدلِف؛ به معناى تيرى كه پس از برخورد به زمين و بلند شدن از آن به هدف اصابت مىكند.
٢. خاصر؛ تيرى كه به دو سوى هدف اصابت مىكند.