فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٧١ - شير
ليكن شهيد ثانى، شيخ و شيخه را به مرد و زنى كه سنشان از چهل گذشته تعريف كرده است.(٧)
(--> پيرى)
شير
شير: مايعى كه از غدد پستانى انسان يا حيوان ماده ترشح مىكند/ حيوان درنده معروف/ هر وسيلهاى كه با بستن يا باز كردن دريچهاى، براى تنظيم يا قطع و وصل جريان مايع يا گاز به كار مىرود.
از شير به معناى نخست در بابهاى طهارت، صوم، زكات، حج، تجارت، عاريه، نكاح، اطعمه و اشربه و ديات سخن گفتهاند.
طهارت:در پاك يا نجس بودن شير موجود در پستانِ مردار غير نجس العين اختلاف است.(١)
خونى كه گاه هنگام دوشيدن، در شير ديده مىشود، نجس، و نجس كننده شير است.(٢)
صوم:بر زنى كه بچه شير مىدهد و شيرش كم است، در صورتى كه روزه گرفتن براى او يا فرزندش زيان داشته باشد، جايز نيست روزه بگيرد؛ ليكن قضاى روزههاى نگرفته بر او واجب است؛ چنان كه در صورت زيان آور بودن روزه براى فرزند، كفاره نيز بر عهدهاش ثابت مىشود؛ اما اگر روزه براى خودش ضرر داشته باشد، بنابر قول مشهور كفّاره واجب نخواهد بود.(٣)
افطار كردن با شير مستحب است.(٤)
زكات:پرداخت شير به عنوان زكات فطره كفايت مىكند(٥)( -->زكات فطره).
حج:تصرّفاتى همچون سوار شدن و دوشيدن شير حيوانى كه براى قربانى حج تعيين گرديده، در صورت زيان نداشتن براى حيوان يا بچهاش، جايز است و بنابر قول مشهور، در اين حكم،