فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٠٥ - شكر
شكر
شكر: مادهاى شيرين، استخراج شده از برخى گياهان.
هرچند امروزه از چغندر قند نيز شكر مىگيرند، ليكن در گذشته شكر از نيشكر ـ كه به عربى «قصب السُّكَّر» مىگفتند ـ گرفته مىشد. مراد از آن در روايات نيز همين نوع شكر است. اين مادّه غذايى در گذشته به لحاظ مراتب تصفيه آن داراى انواعى از سرخ و سفيد و سليمانى و طبرزد و غير آن بود. به گفته برخى، شكر قبل از آنكه تصفيه شود، شكر سرخ و چون دوباره پخته و تصفيه گردد و در ظرفى ريخته شود كه دُرد آن جدا گردد، شكر سليمانى و اگر سه بار پخته و صاف و دُرد آن جدا شود، قند مكرر ناميده مىشود كه اكثر، نوع سفت قند مكرر را شكر طبرزد نامند. برخى گفتهاند: در پخت سوم، اگر به مقدار يك دهم شير تازه بيفزايند و بجوشانند تا سفت شود، آن را طبرزد گويند.(١)بعضى، شكر طبرزد را به شكر سفيد تعريف كردهاند.(٢)از عنوان ياد شده در بابهاى صلات، صوم، حج و اطعمه و اشربه سخن گفتهاند.
بنابر آنچه در روايات آمده، خوردن شكر، بويژه قبل از خوابيدن مستحب است؛ چنان كه در برخى روايات، خوردن شكر همراه با آب خنك براى مداواى تب سفارش شده است. همچنين در روايات، از شكر به عنوان غذايى سودمند ياد شده و نوع طبرزد آن دواى بلغم و نوع سليمانىاش دواى بيمارى وبا معرفى شده است.(٣)
افطار كردن روزه با شكر مستحب است.(٤)همچنين مستحب است كسى كه براى نماز عيد فطر مىرود، اولين غذايى كه مىخورد خرما، مويز و يا شكر باشد.(٥)
بر مسافر مستحب است هنگام سفر جز سفر زيارتى امام حسين عليه السّلام ـ نيكوترين و بهترين توشه را بردار كه شكر از آن جمله است.(٦)
(--> شيرينى)