فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٤٠ - سنگ خوار
سنگ و زمين:سنگ از اجزاى زمين است. بنابر اين، احكام مترتب بر عنوان زمين بر سنگ نيز مترتب مىگردد، مانند پاك شدن كف پا و ته كفش نجس با راه رفتن بر آن، جواز تيمم بر آن به قول مشهور، پاك شدن آن در صورت نجس شدن با تابيدن آفتاب(--> خورشيد)و جواز سجده بر آن( -->زمين).
استنجا با سنگ:از راههاى تطهير مخرج غايط، استنج( -->استنجاء)با سنگ است كه بر مخرج غايط كشيده مىشود( -->استجمار).
خوردن سنگ:به قول برخى خوردن سنگ حرام است؛(١)ليكن برخى در حرمت آن اشكال كردهاند؛(٢)بلكه برخى آن را حرام ندانستهاند، مگر آنكه براى بدن زيان داشته باشد.(٣)
سنگ چينى:سنگ چينى اطراف زمين موات موجب حق اولويت براى سنگ چين كننده مىشود( -->تحجير).
سنگ و حدود:از جمله كيفرهاى تعيين شده در شرع مقدس، سنگسار است كه حدّ زناكار محصن(--> احصان)مىباشد(--> رجم).
از سنگ به معناى دوم در باب تجارت و ضمان سخن گفتهاند.
در معامله، وزن كالاى وزنى بايد معلوم باشد؛ از اين رو، سنگ ترازويى كه كالا با آن وزن مىشود اندازه آن بايد معلوم باشد.(٤)
چنانچه پس از معامله معلوم شود سنگ ترازو سبكتر از مقدار اسمى آن بوده ـ به عنوان مثال، سنگ يك كيلويى، در واقع نهصد گرم بوده است ـ فروشنده نسبت به آن مقدار ضامن است(٥)(-->ترازو).
( --> آسياب )( --> احجار كريمه )( -->سنگ ريزه)
سنگ چينى --> تحجير
سنگ خوار
سنگ خوار[= قط]: پرندهاى شبيه كبوتر.