فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٣٩ - سرقت
حد جارى نمىشود، بلكه توسط حاكم شرع، تعزير مىگردد.(٥٦)
كسى كه ديگرى را به دزدى راهنمايى كرده يا در مقدمات، او را يارى نموده، بنابر قول مشهور، ضامن نيست؛ بلكه تنها، فرد مباشر در دزدى ضامن است.(٥٧)
دفاع از مال در برابر دزد با رعايت مراتب آن جايز است؛ هر چند منجر به زخمى يا كشته شدن دزد گردد، به شرط آنكه دزد مقاومت كند و گرنه در صورت فرار، صاحب مال حق ضربه زدن به او را ندارد و اگر در حال فرار صدمهاى بر او وارد كند ضامن است(٥٨)( -->دفاع).
آداب قطع دست دزد:مستحب است هنگام قطع دست دزد، او را بنشانند و پس از بستن دست او با طناب، آن را روى تخته و مانند آن بگذارند و با چاقويى تيز ـ به گونهاى كه با يك بار كشيدن انگشتان را ببرد ـ دست را قطع كنند تا شخص اذيت نشود؛ سپس محل قطع انگشتان را جهت جلوگيرى از خونريزى با روغن جوشيده داغ كنند. هزينه اين كار بر عهده سارق است.(٥٩)