فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٨٨ - ستره
در مقابل خود، تحقق مىيابد.(٣)به تصريح برخى، ستره به انسانى كه پشت به نمازگزار كرده نيز محقق مىشود.(٤)
مستحب است طول ستره به اندازه ذراع باشد.(٥)
هرگاه ستره يافت نشود، بر نماز گزار مستحب است پيش روى خود بر زمين خطى بكشد و محاذى آن نماز بگزارد؛ زيرا مقصود از ستره، قرار دادن حريم براى نماز است تا ديگرى مزاحم او نشود و حواس او را پريشان نكند و اين مقصود با خط كشيدن نيز حاصل مىشود.(٦)
مستحب است نماز گزار نزديك ستره نماز بخواند. برخى، كمترين و بيشترين مقدار فاصله بين نماز گزار و ستره را مكان خوابيدن گوسفند و بستن اسب ذكر كردهاند.
در نماز جماعت، ستره امام، ستره مأمومان نيز به شمار مىرود و از آن كفايت مىكند.(٧)
در صورت عدم امكان نصب عصا به صورت عمودى، گذاشتن آن به صورت افقى كفايت مىكند.(٨)
غصبى يا نجس بودن ستره مانع تحقق آن نيست، هرچند در فرض نخست، نماز گزار مرتكب عملى حرام شده است.(٩)برخى، مباح بودن آن را شرط تحقق ستره شرعى دانستهاند.(١٠)
در استحباب ستره تفاوتى ميان مكّه و غير مكّه نيست؛(١١)ليكن برخى گفتهاند: در مكّه و حرم(--> حرم)به ستره نياز نيست.(١٢)
عبور افراد بين ستره و نماز گزار مكروه است و در صورت عبور، دفع عبور كننده توسط نماز گزار با اشاره و مانند آن، بدون زدن، به قول برخى، مستحب است.(١٣)
در اينكه كراهت عبور از پيش روى نماز گزار و نيز استحباب دفع عبور كننده اختصاص به نماز گزارى دارد كه پيش روى خود ستره قرار داده است، يا حكم ياد شده مطلقا ثابت است؛ خواه ستره قرار داده باشد يا نه، دو احتمال مطرح شده است.(١٤)برخى گفتهاند: ظاهر اين است كه مرور و مانند آن، حكمت استحباب ستره است نه علت آن تا در صورت علم به عدم حضور يا مرور كسى، ستره مستحب نباشد؛ بلكه در اين صورت نيز ستره مستحب است.(١٥)