فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٨١ - زمين گيرى
زمين گيرى
زمين گيرى: حالت ناتوانى از حركت به سبب جراحت، بيمارى يا ضعف جسمى.
از آن به مناسبت در بابهايى همچون صلات، حج، جهاد، نكاح، ظهار، عتق و صيد و ذباحه سخن گفتهاند.
بنابر مشهور، امامت ناتوان از ايستادن جز براى همسان خود صحيح نيست.(١)
زمين گير بودن موجب سقوط نماز جمعه(٢)و جهاد ابتدايى(٣)است(--> جهاد).
از شرايط تحقق استطاعت براى حج قادر بودن بر حركت است؛ از اين رو، بر زمينگيرحج واجب نيست(٤)(-->استطاعت).
بنابر تصريح برخى، كشتن كافر زمين گير در جنگ جز در حال ضرورت يا يارى كردن دشمن، هرچند با فكر و نظر خود، جايز نيست.(٥)
بنابر قول برخى، زمين گير بودن زن از عيوبى است كه موجب ثبوت حقّ فسخ نكاح براى مرد مىشود(٦)( -->ازدواج).
از اسباب آزادى قهرى برده ابتلاى او به زمين گيرى است؛(٧)از اين رو، آزاد كردن برده زمين گير به جهت كفّاره، كفايت از آن نمىكند(٨)(--> آزادى).
هرگاه دو نفر در پى تصميم بر شكار كردن حيوانى، يكى پس از ديگرى تيرى به سوى آن بيندازند، با اصابت كردن تير نخست به حيوان و كشتن يا زمين گير كردن آن، شكار از آن شكارچى اول خواهد بود و شكارچى دوم كه به سبب تير اندازى، حيوان را مجروح كرده، ضامن ارش جراحت است؛ اما اگر تير شكارچى دوم حيوان را كشته و يا زمين گير كرده باشد، شكار از آن او است؛ ليكن شكارچى نخست كه با تير اندازى خود، حيوان را مجروح كرده ضامن ارش جراحت وارد شده نخواهد بود.(٩)