فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٧١ - روزه
قضاى آن روز بر او واجب است. در صورت ناتوانى از كسب آگاهى از فجر، مانند نابينا، بنابر قول مشهور، روزهاش صحيح است و قضا واجب نيست.(٤١)
٥ . كسى كه با اعتماد بر اِخبار ديگرى بر عدم طلوع فجر، مرتكب مفطرى شود و سپس معلوم گردد كه فجر طلوع كرده بوده است.(٤٢)
٦ . ارتكاب مفطر در فرضى كه كسى او را از طلوع فجر مطلع ساخته، ليكن وى به جهت عدم اعتماد به خبر او، آن را ناديده گرفته است و سپس درستى خبر معلوم شود.(٤٣)
٧. افطار روزه به تقليد از كسى كه از داخل شدن شب خبر داده و سپس نادرست بودن آن معلوم شده است. برخى در فرض عدم جواز تقليد، كفّاره را نيز ثابت دانستهاند.(٤٤)
٨ . بنابر قول برخى، افطار بر اثر تاريكى هوا كه ـ بدون وجود علّتى همچون ابر در آسمان ـ منشأ جزم به دخول شب گشته و سپس خلاف آن ثابت شده است.(٤٥)
٩. داخل كردن آب در دهان به قصد خنك شدن، ليكن به طور اتفاقى وارد حلق گردد. همچنين است به تصريح گروهى داخل كردن آب در دهان به قصد سرگرمى ـ و نه خنكى ـ و سپس فرورفتن اتفاقى آن در حلق.(٤٦)
١٠. استفراغ كردن از روى عمد بنابر قول مشهور.(٤٧)
١١. اماله كردن با مايعات بنابر قول برخى.(٤٨)
١٢. بقابر جنابت از روى عمد به قول بعضى.(٤٩)
١٣. ارتماس(--> ارتماس)بنابر قول برخى.(٥٠)
١٤. رساندن غبار به حلق به قول بعضى.(٥١)
١٥. به قول برخى، انزال منى به سبب ملاعبه يا ملامسه؛ بدون آنكه قصد انزال داشته باشد و عادت وى نيز در چنين مواقعى انزال نباشد.(٥٢)
آداب:امور زير بر روزه دار مكروه است: لمس كردن، بوسيدن و ملاعبه با همسر؛ سرمه كشيدن با چيزى كه مزه يا