فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٣١ - ركوع
آيا شرط است انحنا به قصد ركوع باشد يا شرط نيست؟ مسئله اختلافى است. بسيارى قائل به قول نخست اند. بنابر اين قول، اگر نماز گزار به قصدى ديگر، همچون برداشتن چيزى از زمين خم شود، بايد براى ركوع دوباره بايستد و سپس به ركوع رود.(٢٤)
كسى كه خم شدن برايش مطلقا؛ خواه ايستاده يا نشسته امكان ندارد، به قول مشهور براى ركوع با سر اشاره مىكند و در صورت عدم امكان آن، با دو چشم ـ به بستن آن به قصد ركوع و باز كردن به قصد بلند شدن از ركوع ـ ركوع مىكند.(٢٥)
٢. ذكر:بى شك ذكر خداوند متعال در ركوع واجب است؛ ليكن در اينكه گفتن هر ذكر مشتمل بر تنزيه و ستايش خداوند، همچون تكبير، تهليل و تسبيح كفايت مىكند، يا خصوص تسبيح واجب است، اختلاف مىباشد. بنابر قول دوم، در كفايت مطلق تسبيح يا وجوب يك بار تسبيح كبرى{سُبحانَ رَبىَ العَظيمِ وَ بِحَمدِهِ}يا وجوب سه بار آن و يا تخيير بين يك بار تسبيح كبرى و سه بار تسبيح صغرى{سُبحانَ اللّه}اختلاف است؛ چنان كه در تسبيح كبرى آيا آوردن{وَ بِحَمدِهِ}واجب است يا گفتن{سُبحانَ رَبىَ العَظيم}كفايت مىكند؟ اختلاف مىباشد. بنابر قول دوم، افزودن آن مستحب خواهد بود. در حال ضرورت نيز گفتن يك بار{سُبحانَ اللّه}كفايت مىكند.(٢٦)
٣. طمأنينه:واجب است بدن نماز گزار هنگام اداى ذكر واجبِ ركوع آرام و بى حركت باشد. در وجوب طمأنينه هنگام گفتن ذكر مستحب، اختلاف است. بر وجوب آن ادعاى اجماع شده است.(٢٧)البته نسبت به ذكرى كه استحبابش مطلق است و اختصاص به نماز ندارد، طمأنينه در آن واجب نيست.(٢٨)
ترك عمدى طمأنينه هنگام ذكر واجب ركوع موجب بطلان نماز است. ليكن ترك سهوى آن موجب بطلان نماز نيست؛ ولى چنانچه قبل از سر برداشتن از ركوع متذكر گردد بايد ذكر را با طمأنينه تكرار كند.(٢٩)
ظاهر كلام بعض قدما ركن بودن طمأنينه است؛(٣٠)ليكن به گفته برخى،