مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٤٥ - کلام ملاّصدرا راجع به فقهای عوامفریب
«و العجب أنّه مع البلاء کلِّه و الدّاءِ جُلِّه، تمنّی نفسُه العَثورَ و تدلّیه بحبل الغرور: أنّ فیما یفعله مریدُ وجهِ الله، و مُذیعُ شرعِ رسولالله، و ناشرُ علمِ دین الله، و القائمُ بکفایة طلّابِ العلم من عبادالله. و لو لم یکن ضُحْکةً للشیطان و سُخْرةً لأعوان السلطان لَعَلِمَ بأدنی تأمّلٍ أنّ فسادَ الزّمان لا سببَ له إلّا کثرةُ أمثال أولئک الفقهاءِ المُحَدِّثین [المُحدَثین] فی هذه الأوان! الّذین یأکلون ما یجدون من الحلال و الحرام، و یفسدون عقائدَ العوام بِاستجرائِهم علی المعاصی اقتداءً بهم و اقتفاءً لآثارهم. فنَعوذُ بالله من الغرورِ و العَمی؛ فإنّه الدّاءُ الذی لیس له دواءٌ.[١]»[٢]و[٣]
[١]ـ سه رسائل فلسفی، ص ٧٤.
[٢]ـ جنگ ٦، ص ١٣٦ الی ١٣٨.
[٣]ـ [جهت اطلاع بیشتر پیرامون این مطلب به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣٢٣؛ و نگرشی بر مقاله بسط و قبض تئوریک شریعت، ص ١٣٨ مراجعه شود. ضمناً ترجمۀ این متن در (تعلیقه) اینگونه آمده است:
«و عجیب آن است که: با این بلای عامّی که به او رسیده، و این مرض همگانی که سراپای وی را فرا گرفته است، نفسش تمنّای لغزش دارد، و با ریسمان غرور او را میکشاند به آنکه: در آنچه را که بجا میآورد، فقط منظورش تقرّب به خدا بوده است؛ و مقصودش: اشاعه شریعت رسول الله، و نشر دهنده علوم دین خدا، و بر پاخاسته برای اداره امور و کفایت طلاّب علم از بندگان خدا، بوده است.
و اگر مورد خنده شیطان نبود، و اگر مسخره کمککاران سلطان نبود (که از آنها مقرّری میگیرد و صرف طلاّب مینماید) با مختصر تأمّلی درمییافت که سبب فساد زمانه چیزی نیست مگر کثرت أمثال اینگونه فقیهان و محدّثانی که در این أوان تازه پیدا شدهاند؛ که آنچه را که از حلال و حرام بدست آورند، میخورند و به واسطه تجرّی و بیباکیشان بر معاصی، عقیده عوامّ از مردم را تباه میکنند؛ زیرا عوامّ از آنها پیروی مینمایند، و از عمل آنها تأسّی و متابعت دارند. بنابراین، ما به خدا پناه میبریم از غرور و نابینائی؛ زیرا این مرضی است که قابل درمان نیست.» (محقّق)]