مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١١٢ - نقد و ایرادهای مرحوم علاّمه طهرانی بر کتاب پرواز روح
دیگری از همراهان گفت:
”شنیدهام که وقتی ملاّی رومی با شمس تبریزی در بیابانی میرفتند، به شطّ آبی رسیدند؛ شمس گفت: یا علی! و از آب گذشت، ولی ملاّی رومی در آب فرو رفت.
شمس از او سؤال کرد که مگر تو چه گفتی؟
گفت: همانکه تو گفتی.
شمس گفت: تو هنوز به آن مقام نرسیدهای که علی دستت را بگیرد؛ تو باید بگویی: یاشمس! و من باید بگویم: یا علی!“
ایشان از نقل این قصّه ناراحت شد و به دوست ما گفت:
من برای شما حدیث و روایت میخوانم، شما برای من قصّه میگویید![١] ”از خصوصیّات علیّ علیهالسّلام این بود، در زمان حیات دنیائیش که امام همه بود، دربان و حاجب نداشت حالا که از دنیا رفته دستش بهتر باز است، واسطه لازم دارد؟!
آنها نه این را بگویند و نه در کلماتشان تصریح کنند که: انسان به مقامی میرسد که مستقلاًّ از جلال و جمال الهی استفاده میکند و به وساطت انبیاء و ائمّه کاری ندارد؛ خود در عرض پیامبر واقع میشود و آنچنان که
[١]ـ قصّه نیست، واقعیّت و عینیّت خارجی است؛ و شما هم روایت و حدیثی نخواندهاید!
خود أمیرالمؤمنین علیهالسّلام و سائر ائمّه اطهار علیهمالسّلام در زمان حیات خود مردم را ارجاع به علماء بالله و فقهاء میدادهاند. حاجب در زمان أمیرالمؤمنین نقصان نفوس است که نمیتوانند بدون راهنما و رهبر زنده و گویا حرکت کنند.
و این کلام مجرّد مغالطه است و الاّ باید گفت: أمیرالمؤمنین علیهالسّلام پس از رحلت، در همۀ امور دستش باز است؛ پس چرا شما آن را منحصر به سیر و تزکیۀ نفس میدانید؟ و در سایر امور ـبدون استثناء ـ از مراجعه به طبیب و متخصّص و مهندس و فقیه و غیرهم، ارتباط معنوی با آن حضرت را کافی نمیدانید؟!
و اگر کافی بدانید شرع و دین دیگری پیدا میشود، نه این دینی را که رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم آورده و این منهاجی که امامان راستین ما پیمودهاند. (مرحوم علاّمه، قدّس الله نفسه الزّکیّه)