مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٩٦ - مطلب سوّم در نهایت سیر انسان را به شناخت حضرت ولیّعصر دانستن، و نقد این نظریّه
[مطلب سوّم: در نهایت سیر انسان را به شناخت حضرت ولیّعصر دانستن، و نقد این نظریّه]
و امّا در مطلب سوّم (که نهایت سیر به شناخت ولی مطلق: حضرت حجت صلوات الله علیه منتهی میگردد) باید گفت که: این نیز خبط و اشتباه بزرگی است؛ زیرا وجود حضرت ولی عصر وجود استقلالی نیست، و صفات و اسماء آن حضرت نیز استقلالی نیست، وگرنه در این گفتار لزوم شرک بسیار واضح است.[١]
بلکه وجود آن حضرت ظلّی و تبعی است. هرچه هست از آن خداست، و صفات و اسماء حق متعال در آن حضرت تجلّی کرده است؛ پس آن حضرت تجلّیگاه حقّ است، و آئینه و مرآت حقّ است، آئینه تمامنمای ذات و جمال و جلال حقّ است.
و این مطلب از مسلّمات و ضروریّات اسلام است که دین توحید است. و برای هیچ موجودی جزئی و یا کلّی، کوچک و یا بزرگ، وجود استقلالی را قائل نیست؛ بلکه همه موجودات، مظاهر و مَجالی ذات أقدس واجب الوجودند و هر کدام به حسب ضیق و سعۀ ماهیّات و هویّات خود، نشان دهنده حقّ میباشند.
قرآن کریم تمام موجودات مُلکی و ملکوتی را آیه خدا میداند؛ یعنی نشان دهنده خدا، یعنی خدا نما. شب و روز و اختلاف آنها، و باد و ابر و باران، و دریا و کشتی، و سرسبز شدن درختان و گیاهان، و عیسی و مادرش مریم، و ناقه صالح، و جبرئیل و سایر موجودات را که نام میبرد یکایک آنها را آیه میشمرد.
روایات نیز مقامی برای امامان به عنوان استقلال نمیپذیرد و آن را تفویض و غلط میداند؛ بلکه هر کمال و مقامی که دارند از خداست و با خداست و مالِ خداست.
[١]ـ [جهت اطلاع بیشتر پیرامون این مطلب به امام شناسی، ج ٥، ص ١٧٧؛ روح مجرّد، ص ٥٤٦ مراجعه شود. (محقّق)]