مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٧٨ - وحدت مناط در لزوم تبعیّت از استاد خبیر در سیر و سلوک و سایر امور اجتماعی
تهذیب و تزکیۀ اخلاق و عرفان به معارف الهیّه، مگر از سایر امور از نقطه نظر حکم جداست؟
چرا در قضیّۀ امراض جسمانی از روح ولایت امامان بدون حاجب مدد نمیگیریم و نزد طبیب میرویم؟ و چرا در مسائل فرعیّه شرعیّه از روح آنان مدد نمیگیریم و به فقیه مراجعه میکنیم؟ و چرا در مسائل تفسیریّه از روح أمیرالمؤمنین استمداد نمیکنیم، و برای حلّ معضلات مسائل حِکَمیّه و فلسفیّه از جان ولایت نیرو نمیطلبیم؟ و چرا در یکایک مسائل از حقیقت آنان و از روح ولایت کلیّه مدد نمیجوئیم، و تشکیل حوزههای علمیّه و مدارس و مجامع تعلیمی و تربیتی میدهیم، و به رفتن در بیغولهها و در خلوتها برای استمداد باطن از جان ولایت درباره حلّ این مسائل پناه نمیبریم؟
آیا آن مسائل اهمّیّتش زیادتر از مسأله عرفان الهی است که حتماً باید در پیجوئی آن کوشا باشیم؟! و یا مسأله عرفان کم اهمّیّت است، و به مختصر توجّه به باطن حلّ میگردد؛ و لذا نیازمند به پیجوئیهای دقیق و عمیق نیستیم؟!
و شما برای ما بیان کنید: به کدام دلیل و حجّت، موضوع تزکیه و اخلاق و تربیت نفس که از اهمّ مسائل است، از سایر موضوعات جدا شد و حکم خاصّ پیدا نمود که برای حصول آن نفسِ توجّه به باطن کفایت کرد، و امّا در سائر موضوعات، نیاز به استاد و مربّی و رهبر و راهنمای خبیر و بصیر و زنده پیدا شد؟!
نه، چنین نیست! بلکه حقّ مسأله این است که: ما به واسطۀ عدم اعتنا به مسائل اخلاق و تطهیر نفس و تزکیه سِرّ، برای آنکه یکباره شانه خالی کنیم، همه را یکسره انکار کردیم. و از نظر آنکه ظاهراً نمیتوانستیم انکار کنیم و برهان علمیّه و شرعیّه و عقلیّه بر علیه ما قائم میشد، لذا لفظاً قبول نموده و معنا را رها کردیم، و آن را به خدا و رسول و امام سپردیم؛ و خود از زیر بار تحمّل مشاقِّ مجاهده یکباره بیرون جستیم.