مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٧٧ - وحدت مناط در لزوم تبعیّت از استاد خبیر در سیر و سلوک و سایر امور اجتماعی
یگانه مسأله اصلی است که تمام مسائل بر آن محور دور میزند.
اگر رهبر زنده و استاد و مربّی حیّ لازم نبود، و مردم میتوانستند با نیروی اتّصال به باطن در سیر تکاملی خود مدد گیرند، چرا پیامبری بعد از پیامبر دیگر لازم بود؟ و چرا مسألۀ هدایت به نبوّت حضرت خاتم النّبیّین ختم نشد و مردم نیازمند به رهبری امام بعد از او: حضرت علیّ بن أبیطالب بودند؟ و در این صورت و در این فرض آیا گفتار: کَفانا کِتابُ الله[١] کافی نبود؟!
و پس از انقضاء دورۀ حیات حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام چه نیازی به حیات حضرت امام حسن علیه السّلام داشتیم؟ و به چه دلیل عقلاً میتوانستیم اثبات امامت آن حضرت را بنمائیم؟ و پس از آن حضرت چه نیازی به حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام داشتیم؟ و همچنین یکایک از أئمّۀ اطهار علیهمالسّلام تا برسد به حضرت قائم آل محمّد: حجّة بن الحسن العسکری عجّل الله تعالی فرجه الشّریف.
پس دانسته شد که: انکار رهبر زنده و استاد و مربّی کامل، در مآل مرجعش به کَفانا کِتابُ الله خواهد بود؛ و موجب خروج از آئین تشیّع و ورود در سلک عامّه که به افکار و آراء خود دچارند، خواهد شد.
[وحدت مناط در لزوم تبعیّت از استاد خبیر در سیر و سلوک و سایر امور اجتماعی]
و ثانیاً: قضیّه سیر و سلوک و پیمودن راههای باطنی و سیر در مراحل نفس و
[١]ـ [جهت اطلاع بیشتر از مصادری که به نقل داستان اعتراض خلیفه ثانی به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم پرداختهاند به کتب ذیل مراجعه فرمائید:
الشیعة فی الإسلام، ص ١٧٢ به نقل از البدایة و النهایة، ج ٥، ص ٢٢٧ و شرح ابن أبیالحدید، ج ١، ص ١٣٣ و الکامل فی التاریخ، ج ٢، ص ٢١٧ و تاریخ الرسل و الملوک، ج ٢،ص ٤٣٦؛ طبقات ابن سعد، ج ١، ص ٢٤٤؛ المهذب، ج ١، ص ١٢؛ عمدة القاری، ج ١٧، ص ٦٣؛ صحیح مسلم، ج ٥، ص ٧٦؛ صحیح البخاری، ج ٥، ص ١٣٨ و ج ٧، ص ٩؛ مسند احمد، ج ١، ص ٣٢٥؛ فتح الباری، ج ٨، ص ١٠٢؛ المصنف، ج ٥، ص ٤٣٨؛ السنن الکبری، ج ٣، ص ٤٣٣؛ الملل و النحل، ج ١، ص ٢٢؛ المراجعات، ص ٣٥٣؛ اضواء علی السنة المحمّدیة، ص ٥٢. (محقّق)]