مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٦٧ - ابیات حسین بن منصور حلاّج
آقای کیوان سمیعی گفتهاند: این قطعه از حلاّج میباشد:
|
١. أنا أنَا أنت أم هذا إلهین؟! |
حاشای حاشای مِن إثباتِ إثنَینِ |
|
|
٢. هویّتی لَکَ فی لائِیَّتی أبَدًا |
کلٌّ عَلی الکُلِّ تَلبیسٌ بِوَجهَینِ |
|
|
٣. فَأینَ ذاتُکَ عَنّی حَیثُ کُنتُ أرَی |
فَقَد تَبَیَّنَ ذاتی حَیثُ لا أینی |
|
|
٤. و نورُ وجهک معقودٌ بناصیتی |
فی ناظر القلب أو فی ناظر العینِ |
|
|
٥. بَینی وَ بَینَکَ إنّیّی یُنازِعُنی |
فَارفَع بِلُطفِکَ إنّیّی مِنَ البَینِ[١] |
* * *
|
١. واللَهِ ما طَلَعَتْ شَمسٌ وَ لا غَرُبَتْ |
إلّا ذکرُکَ مَقرونٌ بِأنفاسی |
|
|
٢. وَ لا جَلستُ إلی قَومٍ اُحَدِّثُهُم |
إلّا وَ أنتَ حَدیثی بَینَ جُلّاسی |
[١]ـ [ترجمه این ابیات در الله شناسی، ج ٢، ص٢٧٣ اینچنین آمده است:
«١. من ذاتم و حقیقتم تو هستی، یا آنکه من من، و تو تو هستی، و بنابراین دو تا إله و معبود است؟! نه، دور است از من، دور است از من، که دو تا اصل و حقیقت و إله و معبود را اثبات کنم!
٢. هویّت و انّیّت من از آن تو میباشد، که در عدم صرف و نیستی محض من همیشه درآمده است. تمام حقیقت وجود و ثبات و اصالت تو، در تمام واقعیّت نیستی و عدم محض من برآمده است؛ و لهذا از دو وجهه اشتباه حاصل شده است: وجهۀ اصل و حقیقت وجود تو، و وجهۀ مجاز و واقعیّت عدم و فنا و نیستی من!
٣. پس هر کجا که مینگرم، ذات تو را در وجود خودم چگونه و کجا میتوانم متحقّق بدانم، درحالیکه واضح و هویدا گشته است که ذات من آنجا است که اصلاً مکانی و محلّی و قراری برای من موجود نیست.
٤. آری، نور سیما و وجه تو میباشد که بر پیشانی من گره خورده و استوار شده است؛ در چشم دل و بصیرت من، و یا در چشم بصر و دیدگان حسّی من.
٥. انّیّت و هستی من است که میان من و میان تو منازعه درافکنده است؛ پس تقاضا دارم تا با لطف خودت انّیّت و هستی مرا از میانه برداری!» (محقّق)]