مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٧ - آیا در فناء ذاتی، عین ثابت باقی میماند
|
چراغ آنجا که خورشید منیر است |
میان بود و نابودی اسیر است |
این مثل معالفارق است. زیرا نور چراغ غیر از نور خورشید است، و این إسارت میان بود و نابود، متحقّق؛ ولی وجودات متعیّنه ممکنات ـ بأسرها و جمیعهاـ غیر از وجود بحت و بسیط، و خورشید لم یزلی ذات خداوند نمیباشد.
بنابر أصالة الوجود و وحدة الوجود و تشخّص الوجود یک وجود قدیم است و بس، که مستقلّ و ذی أثر است؛ موجودات ممکنه، موجودات ظلالیّه و تَبَعیّه و غیر مستقلّه و تعیّنیّه میباشند. پس نوری ـ گرچه فیالجمله باشد ـ از خود ندارند؛ نور خداست که در این محدود، بدین مقدار تجلّی کرده است.
موجودات، غیر از مظاهر و مجالی چیز دگری نیستند: (إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ )؛[١] اینها اسمهائی هستند که شما بر روی آنها میگذارید، اسمها را بردارید غیر از خدا چیزی نیست.
باری، در أمثال این مقام اگر بر شعر عراقی متمثّل شویم شاید بهتر باشد:
|
آفتابی در هزاران آبگینه تافته |
||||
|
پس به رنگ هر یکی، تابی عیان انداخته |
||||
|
جمله یک نور است، لیکن رنگهای مختلف |
||||
|
اختلافی در میان این و آن انداخته[٢] |
||||
و اگر بخواهیم درست تمثیل کنیم، فرض کنید: در نقاط مختلف جهان ایستگاههائی (استسیون) قرار دهند تا نور خورشید را گرفته، و همان نور را در چراغهای متفاوت بروز داده باشد. در اینجا اگر خورشید از زیر افق سربرآرد و طلوع کند، دیگر این ایستگاهها کار نمیکنند؛ و این نور چراغها همانند سایر أنوار
[١]ـ سوره النّجم (٥٣) صدر آیه ٢٣.
[٢]ـ لمعات عراقی، لمعه ١١.