مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٨ - بزرگترین دشمنان اسلام ملاّنمایان هستند
و یرید ب ”الصالحین“ أولئک الّذین یُطیلون سِبالَهم، و یُوَسِّعون سِربالَهم، و یُطأطِئون رﺅوسَهم، و یَخفُتون من أصواتهم، و یَغدون و یروحون إلی المساجد بأَشباحِهم و هم أبعدُ النّاس عنها بأَرواحهم، یُحرِّکون بالذّکر شفاهَهم و یلحقون بها فی الحرکة سُبَحَهم[١] ... ولکنّهم کما قال أمیرُالمؤمنین علیّبن أبیطالب:
”جعلوا الدّینَ مِن أقفال البصیرة و مغالیقِ العقل، فهم أَغرارٌ[٢] مرحومون. یُسیئون و یَحسبون أنّهم یُحسنون ... فهولاء قد یُخیَّل لهم الظّلمُ عدلًا، و الغَدَرُ فضلًا. فیَرون أَنّ نسبةَ ما یظنّون إلی أَصحاب النّبی ممّا یزید فی فضلهم، و یُعِلی فی النّفوس منزلتَهم؛ فیصحّ فیهم ما قیل: عدّوٌ عاقلٌ خیرٌ مِن محبٍّ جاهلٍ.“[٣] ـ ا ه ببعض اختصار.[٤]
[١]ـ [امام شناسی، ج ١٨، ص ٢٩٠، تعلیقه ٢:
«چقدر خوب و لطیف شاعر درباره ایشان سروده است:
|
زاهد چه بلائی تو که صد دانه تسبیح |
از دست تو سوراخ به سوراخ گریزد |
|
|
خلق از پی تو زار دویدن عجبی نیست |
یک برّه ندیدم که ز سلّاخ گریزد» |
[٢]ـ همان مصدر، تعلیقه ٣: «الغِرّ: جوانی که تجربه و خبرویّت ندارد. و مؤنّث آن را غِرّ و غِرَّة گویند و جمع آن أغْرار میباشد.» (محقّق)]
[٣]ـ تاریخ الاسناد للامام، ج ٢، ص ٣٤٧ الی ٣٤٩.
[٤]ـ [ترجمه این متن در امام شناسی، ج ١٨، ص ٢٩٠:
چنین آمده است: «و از جمله دروغ سازان حدیث، گروهی میباشند که میپندارند زیادتی در اخبار و إکثار در گفتار، شأن دین را بالا میبرد؛ بنابراین تا حدّی که دلشان خواسته است شروع کردهاند به بافتهها و هذیانها، و منظورشان از این روایاتِ پرداخته به دروغ، أجر و ثواب بوده است در حالیکه به آنان نخواهد رسید مگر وزر و عقاب.
ایشانند آنان که مسلم در صحیحش گفته است: ”ما رَأیتُ الصّالِحِینَ فی شَیءٍ أکذَبَ مِنهُم فی الحَدِیثِ.“ و مراد و منظورش از صالحین آن کسانی میباشند که سبیلهایشان را دراز میکنند، و *
* لباسهای گشاد میپوشند، و سرهایشان را به پائین تکانتکان میدهند، و صدایشان را زیر و نازک و آهسته میکنند، و در مساجد چاشتگاهان و شبانگاهان با هیکلهایشان میروند امَّا دورترین مردم هستند از مساجد با ارواحشان. لبانشان را با ذکر تکان میدهند و به دنبال آن دانههای تسبیح را به حرکت میآورند، ولیکن ایشان همانطور که علی بن أبیطالب فرموده است: ”جَعَلُوا الدِّینَ مِن أقفالِ البَصِیرَةِ و مَغالِیقِ العَقلِ، فَهُم أغرارٌ مَرحومونَ، یُسِیئُونَ و یَحسَبونَ أنَّهُم یُحسِنُونَ ... فَهَؤُلاءِ قَد یُخَیَّلُ لَهُمُ الظُّلمُ عَدلًا، و الغَدرُ فَضلًا، فَیَرَونَ أنَّ نِسبَةَ ما یَظُنُّونَ إلَی أصحَابِ النَّبِیِّ مِمَّا یَزِیدُ فی فَضلِهِم، و یُعلِی فی النُّفُوسِ مَنزِلَتَهُم، فَیَصِحُّ فِیهِم ما قِیلَ: عَدُوٌّ عاقِلٌ خَیرٌ مِن مُحِبٍّ جَاهِلٍ.“* تا آخر با قدری اختصار.
”دین را قفلهای بسته بر روی بصیرت قرار دادهاند، و کُلُونهای بسته بر روی عقل، بنابراین ایشان أحمقانی هستند تهیدست. کار بد میکنند و چنین گمان دارند که کار خوب میکنند ... پس گاهی برای این جماعت، ستم به صورت داد و عدل تخیّل میشود، و مَکر و غدرْ به صورت شرف و فضیلت. ایشان معتقدند که آنچه را که خودشان میپندارند به اصحاب پیامبر نسبت دادن موجب زیادتی فضل و شرف آنها میباشد، و موجب اعلاء منزلت و موقعیّتشان در نفوس مردمان. بنابراین صحیح است درباره آنان آنچه گفته شده است که: دشمن دانا بِهْ از نادان دوست.“» (محقّق)]
*ـ أضواءٌ علی السّنّة المحمّدیة، طبع سوم، ص ٣٨٩ تا ص ٣٩١. و این مطالب را از شیخ محمّد عبده از کتاب وی: تاریخ الإسناد، ج ٢، ص ٣٤٧ تا ص ٣٤٩ نقل نموده است.