مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٢
|
خُروشان به هم همچو شیر و پلنگ |
رَوِش، آشتیهای برتر ز جنگ |
|
|
گروهی همه مکر و زَرْق و حیَل |
همه مهربان بهر جنگ و جَدَل |
|
|
همه گرگ سان و همه میش پوست |
همه دشمنی کرده در راه دوست |
|
|
شب آسودگی، روز شرمندگی |
معاذَ اللهَ از اینچنین بندگی |
|
|
برونها سفید و درونها سیاه |
فغان از چنین زندگی آه آه |
|
|
همه سر برون کرده از جیبِ هم |
هنرمند گردیده در عیبِ هم |
|
|
بفرمای گور و بیاور کفن |
که افتادهام از دلِ مرد و زن |
|
|
نه سودای کفر و نه پَروای دین |
نه ذوقی از آن و نه شوقی بدین |
|
|
رُخ ای زاهدْ از مِیپرستان متاب |
تو در آتش افتادهای ما در آب |
|
|
ز ما دستْ ای شیخِ مسجد بدار |
خراباتیان را به مسجد چکار |
|
|
اگر مرد دینی، ز دانش مگو |
که او را نداند کسی غیر او |
|
|
برو کفر و دین را وداعی بکن |
برقص اندر آ و سِماعی بکن |
|
|
نَدوزی چو حیوان نظر بر گیاه |
بیابی اگر لذّت اشگ و آه |
|
|
همه مستی و شور و حالیم ما |
ز تو چون همه قیل و قالیم ما |
|
|
دگر طعنۀ باده بر ما مزن |
که صد مارزن بهتر از طعنه زن |
|
|
به مسجد رو و قتل و غارت ببین |
به میخانه آ و طهارت ببین |
|
|
به میخانه آ و حُضوری بکن |
سیَهکاسۀ کسب نوری بکن |
|
|
چو من گر از آن باده بی من شوی |
به گلخن در آن رشگ گلشن شوی |
|
|
چه آبست کاتش به جان افکند |
که گر پیر نوشد جوان افکند[١] |
[١]ـ [قابل ذکر است نسخه خطی حضرت علاّمه طهرانی ـرضوان الله علیهـ با نسخه موجود در اختیار مجمع تحقیق و همچنین با متن الله شناسی، ج ٣، ص ٥٩ الی ٦٢ مقداری اختلاف داشت که به جهت حفظ امانت، آنگونه که در مکتوبات خطی مرقوم فرموده بودند، آورده شد؛ (محقّق)]