مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٦٢ - راجع به خضر پیغمبر، و ذکر مبارک لا هُوَ إلاّ هُو
رأیتُ الخِضرَ فی المَنام قبلَ بَدرٍ بلَیلةٍ فقلتُ له: عَلِّمْنی شیئًا أنتصِرُ به عَلی الأعداءِ، فقال: قُل: ”یا هُوَ، یا مَن لا هُوَ إلّا هُو.“ فلمّا أصبَحتُ قَصَصتُ علی رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم فقال: ”یا عَلیُّ! عُلِّمتَ الاسمَ الأعظم.“ و کان عَلی لسانی یومَ بدرٍ.
قال: و قَرأَ علیهالسّلام یومَ بدر: (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ)،[١] فلمّا فَرِغ قال: ”یا هو، یا مَن لا هُوَ إلّا هُو، اغفِرْ لی و انْصُرنی عَلیَ القَومِ الکافرین.“
و کان یَقول ذلک یومَ صِفّین و هو یُطارِد، فقال له عمّارُ بنُ یاسر: یا أمیرَالمؤمنین! ما هذه الکنایات؟ قال: ”اسمُ الله الأعظَمِ و عمادُ التّوحیدِ للَّه: لا إلهَ إلّا هُو.“ ثمَّ قَرَأَ: (شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)[٢] و آخِرَ الحشرِ، ثمّ نَزل فصلّی أربعَ رکعاتٍ قبلَ الزّوال.»[٣]و[٤]
أقول: علاّمه طباطبائی ـ مدَّ ظلّه ـ که این روایت را از ظهرالغیب بیان کردند آن کلمات را اینطور اَدا کردند: «یا هُو، یا مَن هُوَ هُو، یا مَن لا هُوَ إلّا هُو». و شاید کاملش چنین باشد: «یا هُو، یا من هُو، یا من هُوَ هُو، یا من لا هُو إلّا هُو».
و اصل این روایت در توحید صدوق[٥] است (در باب تفسیر: (قُلْ هُوَ اللَّهُ
[١]ـ سوره الإخلاص (١١٢) آیه ١.
[٢]ـ سوره آل عمران (٣) آیه ١٨.
[٣]ـ مجمع البیان، ج ١٠، ص٨٦٠.
[٤]ـ [جهت اطلاع بیشتر پیرامون این مطلب به و مهرتابان، ص ٣١٥؛ و توحید علمی و عینی، ص ٢٤٣ مراجعه شود. (محقّق)]
[٥]ـ [الله شناسی، ج ٣، ص ٢٦٧: «... و در کتاب توحید صدوق از أمیرالمؤمنین علیه السّلام روایت است که فرمود:
”من حضرت خضر علیه السّلام را در خواب، یک شب مانده به غزوه بدر دیدم، و به او گفتم: *
* چیزی به من تعلیم نما تا بدان چیز بر دشمنان ظفر یابم!
خضر گفت: بگو: یَا هُوَ یَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ! (ای هُویّت مطلقۀ عامّه! ای کسی که هویّتی در عالمْ وجود ندارد بجز هویّت او!)
چون شب را به صبح آوردم آن رؤیا را بر رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم حکایت کردم. رسول خدا به من گفت: ای علیّ! این اسم اعظم حقّ است که به تو تعلیم شده است! و آن ذکر بر زبان من در روز معرکه بدر جاری بود.“
و أمیرالمؤمنین علیه السّلام سورۀ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) را قرائت کرد، و چون فارغ شد گفت:
”یَا هُوَ یَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ! (ای هویّت مطلقۀ عامّه! ای کسی که هویّتی در عالمْ وجود ندارد به جز هویّت او!) غفرانت را شامل حالم بفرما! و مرا بر گروه کافران پیروزی ده!“» (محقّق)]