مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٤ - نظریّ١٧٢٨ کوتاه شدن اجسام یکی دیگر از اصول و مبادی نظریّه نسبیّت
«[٣]ـ کسب سرعت: جسم متحرّک سرعت خود را به اجسامی که بر آن تکیه دارند یا متعلّق به آن هستند میدهد و تمام اجسام به تبع جسم دیگر که بدان تکیه دارند همان سرعت را کسب میکنند، مگر نور که سرعت آن ثابت و تابع هیچ چیزی نیست؛ خواه نور در خلأ حرکت کند و خواه در جسم، خواه در سطح جسم متحرّک حرکت کند و خواه در سطح جسم ساکن.
نور دارای دو خاصیّت است:
١. آنکه سرعتش بالاترین سرعتها است، و هیچ جسمی نمیتواند بدین سرعت حرکت کند وگرنه حجمش صفر میشود؛
٢. آنکه سرعتش ثابت است.
ثابت بودن سرعت نور یکی از اصول نسبیّت است.»
[نظریّۀ کوتاه شدن اجسام یکی دیگر از اصول و مبادی نظریّه نسبیّت]
در فصل ١٩ [گوید]:
«[٤]ـ کوتاه شدن جسم در حال حرکت طبق سرعتهای مختلف در جهت حرکت: این نیز یکی از اصول نسبیّت است؛ اوّل کانت و بعد از او لاپلاس این عقیده را پیدا کرد.
میکلسن آمریکائی کشف کرد که چون سرعت نور ثابت است: ٣٠٠ هزار کیلومتر در ثانیه، و سرعت حرکت زمین ٣٠ کیلومتر در ثانیه است، بنابراین زمین از سمت مشرق با چنین سرعتی رو به شعاعی که از خورشید میآید نزدیک میشود و به همین اندازه از شعاعی که از طرف مغرب میآید دور میشود، و در جانب شمال و جنوب تفاوت ندارد؛ پس در نقاط شرقی زمین، نور خورشید باید زودتر از سایر نقاط به زمین برسد. و چون برای تجربۀ این اکتشاف، آلتی ساخت و نور را به مشرق و شمال فرستاد و نور برگشت، و در یکوقت برگشت، دچار حیرت شد و