مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٨٥ - مبدأ فرض زمان، حرکت است
٩. صدرالمتألّهین زمان را مقدار حرکت جوهر موجودات میداند.[١]
[مبدأ فرض زمان، حرکت است]
چون اصل حقیقت زمان از وجود و عدم است، مبدأ آن نیز باید همین خاصیّت را داشته باشد؛ و چیزی که دارای این خاصیّت (یعنی وجود تدریجی) است، حرکت است؛ پس مبدأ فرض زمان حرکت است.
آیا آن حرکت دائم که زمان را از آن انتزاع میکنیم کدام است؟ آیا حرکت دوری است که موجب پیدایش شب و روز و ماه و سال است؟ نَه، زیرا محقّقین معلوم داشتهاند که حرکت دوری شبانهروزی و سالیانه ـ چون چرخیدن عقربۀ ساعتـ وسیلۀ تقسیم زمان است، نه مبدأ فرض اصل زمان.
لذا صدرالمتألّهین پس از ابطال این نظریّه گفته است: مبدأ فرض زمان حرکت جوهر اجسام است. به عقیدۀ او حرکت جوهر، ذاتی جسم است و قابل انفکاک نیست؛ پس امتداد زمانی و امتداد مکانی، دو صفت جسم هستند.
نظریّۀ اینشتین آن است که زمان و مکان را دو ظرف برای اجسام نمیداند، بلکه دو صفت آنها هستند که از دو حالت جسم انتزاع میشود؛ اگر جسم نباشد نه زمان است و نه مکان.
در نتیجۀ حرکت، در اجسام دو حالت پدیدار میگردد: اوّل حالت انتشار که در نتیجه، اجسام جداجدا از یکدیگر پیدا میشوند؛ و دوّم: خاصیّت استمرار و تدریج است که در نتیجه فاصلههائی نیز در میان آنها به وجود میآید.
حالت انتشاری حوادث را مکان، و حالت استمراری آنها را زمان میگوئیم. ما باید زمان و مکان را که به عنوان دو ظرف برای موجودات میپنداریم از ذهن
[١]ـ الحکمة المتعالیة فی الأسفار الأربعة العقلیة، ج ٣، ص ١١٥.