مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٥ - نزاع فلاسفه در حقیقت جسم طبیعی است
هم فرض نمیشد؛ پس مکان عبارت است از یک امتداد ثابت.
زمان عبارت است از یک امتداد تدریجی در طول هم و مقدّم و مؤخّر از یکدگر؛ و چون زمان کمیّت متّصل تدریجی است، لامحاله باید منشأ انتزاع زمان نیز یک حرکت دائم متّصل باشد.
قدما فلک را متحرّک علیالدّوام میدانستند و میگفتند: زمان از گردش فلک بر دور زمین انتزاع میگردد؛ و در اینصورت سؤالی پیش میآید که: اگر فلک فرضاً از حرکت باز ایستد، آیا در آنصورت بین موجودات تقدّم و تأخّر نخواهد بود؟
مثلاً فرض میکنیم که یک نفر در حال راه رفتن و یا مشغول غذا خوردن و یا نوشتن است، در این حال اگر فلک بایستد آیا قدمهائی که آن شخص برمیدارد و لقمههائی که میخورد و کلماتی که مینویسد همه باهم یکدفعه در یک آنْ صورت میگیرد، یا یکی پس از دیگری واقع میشود؟ احتمال اوّل قطعاً غلط است، و بنابر احتمال دوّم همان امتداد طولی که باعث بر تقدّم و تأخّر قدمها و لقمهها و کلمات است زمان است، در حالیکه فلک ایستاده و حرکتی ندارد.
قدما از این اشکال جواب میدادند که: هرچه در این جهان است معلول حرکت فلک است، و توقّف آن به منزلۀ توقّف شریان قلب از حرکت و سکتۀ بدن طبیعت است و بنابراین تمام عالم فلج و راکد میشود و هر چیزی در جای خود توقّف میکند و حتّی عقربۀ ساعت نیز میایستد.
قدما در اینکه روح عالم را یک حرکت مستمرّ و دائم میدانستند راهی درست پیموده بودند و اگر این حرکت یک لحظه باز ایستد عالم سکته میکند و میمیرد، کلامی استوار گفتهاند، ولی در اینکه علّت این حرکت، گردش فلک به دور زمین است اشتباه کردهاند.
صدرالمتألّهین از راه تحقیق در جوهر عالم طبیعت و عوارض آن اثبات کرد