مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٤ - نزاع فلاسفه در حقیقت جسم طبیعی است
[نزاع فلاسفه در حقیقت جسم طبیعی است]
نزاع[١] مشهور فلاسفه در حقیقت جسم، در جسم طبیعی است که بعضی میگویند: جسم طبیعی در ذات خود امر واحد متّصلی است که از ترکیب مادّه و صورت پدید آمده است؛ و بعضی دیگر میگویند: جسم طبیعی از اجزاء صغاری پیدا شده است که آنها را نه در خارج و نه در ذهن نمیتوان تقسیم کرد، و آنقدر کوچک هستند که دارای ابعاد سهگانه نیستند؛ و بنابراین جسم طبیعی در ذات خود متّصل نیست، بلکه اجزاء پراکنده و جدا از هم، به دور هم جمع شده و جسم طبیعی را که در نظر متّصل مینماید تشکیل دادهاند.
آنان که جسم طبیعی را فراهم آمده از اجزاء میدانند جسم تعلیمی را نیز فراهم آمده از نقاط، و زمان را فراهم آمده از آنات میدانند؛ و در نزد آنان هیچ چیز متّصل در عالم وجود ندارد، نه جوهر و نه عرض.
و آنان که جسم طبیعی را امر واحد متّصلی میدانند، جسم تعلیمی و زمان را نیز دو کمیّت متّصل میدانند و وجود نقطه و آنْ را انکار میکنند.
نظریّۀ صدرالمتألّهین (حرکت جوهریّه) مربوط به جسم طبیعی است که جوهر عالم است و نظریّۀ اینشتین (نسبیّت عامّه) مربوط به جسم تعلیمی است.
مکان از وجود جسم طبیعی و ابعاد آن (که جسم تعلیمی است) فرض میشود؛ زیرا اگرچه فعلاً جائی نیست که خالی باشد و ظرف برای موجودات مادّی گرفته شود، لیکن عقل چنین جائی را تعقّل و فرض میکند (مثلاً میزی که در وسط اطاق قرار دارد جز یک امتداد جسمانی که تخته باشد چیزی نیست، امّا عقل برای آن جائی را فرض میکند که میز آنجا را پر کرده است و اگر میز نباشد از هوا و یا جسم دیگری پر میشود؛ آن جایگاه را مکان نامند)، و اگر جسم نبود مکان و فضا
[١]ـ الحکمة المتعالیة فی الأسفار الأربعة العقلیة، ج ٥، ص ١٦.