مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٩ - در تشابه آراءِ آقا میرزا مهدی اصفهانی و آقا شیخ احمد أحسائی
بردارم و نسبت به فلسفه به طور کلّی بیعلاقه گردم.
پس از چند دقیقه توقّف و پذیرائی گفت: معنای این فقره از زیارت چیست: «إرادَةُ الرَّبِّ فی مَقادیرِ اُمورِهِ تَهبِطُ إلَیکُم و تَصدُرُ مِن بُیوتِکُم»؟[١]
اینجانب قریب یک ربع ساعت در اطراف این معنی، و کیفیّت نزول اراده و نور مشیّت از ذات اقدس حقّ تعالی بر نفوس قدسیّۀ أئمّۀ طاهرین صلوات الله علیهم أجمعین، و سپس صدور آن از نفوس به ماهیّات امکانیّه، مطالبی را بیان کردم؛ ایشان با کمال بیاعتنائی گفتند: اینکه کلام ملاّصدرا است.
من گفتم: کلام ملاّصدرا باشد، مگر چطور است؟
دیگر در اینجا سخن و گفتگو به درازا کشید، و ردّ و ایراد بسیار شدید شد، و ایشان سخت گیر افتادند، و پیوسته از این شاخه به آن شاخه میپریدند.
و چون سخن منتهی به أصالة الوجود شد، آن را انکار کردند؛ چون برایشان ثابت کردم گفتند: نه، اصالة الوجود صحیح نیست بلکه اصالة الماهیّة صحیح است. چون برایشان ثابت کردم که این کلام صحیح نیست گفتند: اصولاً ما نه أصالة الوجود میگوییم و نه أصالة الماهیّة، بلکه اصالة الواقعیّة یعنی در خارج یک واقعیّت و حقیقتی است که قابل انکار نیست.
من گفتم: شکّ نیست که در خارج واقعیّت است، لیکن سخن در این است که اصالت آن واقعیّت با کدام جنبۀ آن است؟ ما در خارج میبینیم که انسان هست و درخت هم هست، پس در یک چیز مشترکند و آن هستی است؛ و از طرفی میبینیم که انسان غیر از درخت است و آن ماهیّت است. اگر آن چیز مشترک اصالت داشته باشد قائل به اصالة الوجود شدهایم؛ و اگر این جنبۀ افتراق اصالت داشته باشد، قائل به اصالة الماهیّه شدهایم.
[١]ـ الکافی، ج ٤، ص ٥٧٧؛ کامل الزیارات، ص ٢٠٠.