مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٢٧ - در تجرّد قوّ١٧٢٨ حافظه
بلکه همانطور که اوّلی یک حادثه تازه بوده است دوّمی نیز یک حادثه تازه بوده، و بدون امکان حکم به تکرار در حافظه صورت بسته و منتقش گردیده است. پس حکمِ به تکرار مستند به قوّهای است که بر هر دو زمان مسیطر و مسلّط بوده و هر دو را با هم جمع کرده است؛ و این است حقیقت تجرّد. چون دانستیم که زمان قابل تکرار نیست، پس این دو زمان که با هم در حافظه موجودند و مقایسه میشوند و براساس این مقایسه حکم به تکرار میشود، دلیل بر تجرّد حافظه و امکان جمع بین موجودات متضادّه است.
و اگر کسی بگوید: حافظه هم مانند صدائی است که در صندوق ضبطصوت وارد میشود و سپس یک بار و دو بار و بیشتر همان صدا را پس میدهد؛ پس همانطوری که پس دادن صدا در مراتب بعدی تکرار، پس دادن صدا در مرتبه اوّل است ـبا آنکه دستگاه ضبطصوت و نوار آن از اشیاء مادیّه هستند ـ همینطور قوّه حافظه که مطلبی را با مشخّصات زمانیِ خود در خود میگیرد و سپس حکم به تکرار میکند از همین قبیل امور مادیّه است.
در جواب میگوئیم: اگر ضبطصوت صد بار هم صدا را پس دهد باز تا قوّۀ حافظۀ انسان نباشد حکم به تکرار نمیکند؛ بلکه هر صدائی در هر مرتبه از بازگو کردن سخن جدیدی است. حافظه است که چون بازگو کردن ضبطصوت را در مراتب بعدی با بازگوکردن آن در مراتب قبلی قیاس میکند و میسنجد، حکم به تکرار مینماید.
و محصّل آنکه: ضبطصوت و نوارِ آن هرچه کار کنند مرتّباً یک سلسله سخنانی را که از امور مادیّه هستند به ترتیب بیرون میریزند، و هر کدام از آنها منطبق بر زمان خاصّی است بدون هیچ حکمی به تکرار؛ امّا چون به انسان عرضه شود، چون انسان دارای قوّۀ حافظه است و سخنان ضبط را در مراتب بعدی با مراتب قبلی قیاس میکند میگوید تکرار است.