مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٢٦ - در تجرّد قوّ١٧٢٨ حافظه
حافظه صورت قبلیِ بلند کردنِ دست را برای خوردن غذا نبود، هیچگاه انسان برای خاراندن سَر و خوردن غذا دست خود را حرکت نمیداد.
جهت چهارم: آنکه هیچ موجودی از موجودات مادیّه بعد از آنکه در خارج به تحقّق پیوست و واقع شد قابل تکرار نیست؛ یعنی محال است عین آن موجود دوباره در زمان دیگری پدید آید. چون از جمله مشخصات آن زمانی است که موجود در آن تحقّق یافته و زمان گذشته قابل تکرار نیست؛ پس موجود تحقّق یافته قابل تکرار نیست. و اگر موجودی به مثابه آن تحقّق یابد، مشابه و مثل آن میباشد نه عین آن؛ مثلاً آتشسوزی که در ماه قبل در منزلی واقع شده باشد اگر در ماه بعد نیز با همان خصوصیّات و مشخّصات در آن منزل واقع شود، عین آن آتشسوزی نیست و تکرار نشده است، بلکه آتشسوزی دیگری است و مثل و مشابه اوست. و اگر در زبان عامّه لفظ تکرار استعمال شود منظور وقوع مشابه آن است که در زمان دیگری واقع شده است.
چون این جهات معلوم شد حال میگوئیم:
حکم به اینکه این آتشسوزی تکرار آتشسوزی سابق است منوط به قوّۀ حافظه است که صورت آتشسوزی سابق را با مشخّصات زمانی خود محفوظ داشته و اینک که این آتشسوزی در زمان لاحق اتّفاق افتاده است حکم به تکرار میکند (یعنی باید دو آتشسوزی را با دو مشخّصات زمانی خود در نظر بگیرد و حکم به تکرار لاحق نسبت به سابق کند)، و با آنکه میدانیم زمان از محقّقات و مشخّصات آتشسوزی است پس دو زمان مختلف را در آنِ واحد در نظر آورده است؛ و این معنای تجرّد است.
زیرا اگر قوّه حافظه مادّی بود لازمهاش این بود که صورت آتشسوزی واقع را با همان خصوصیّت زمان سابق که خودش نیز در زمان سابق بوده در خود بگیرد، و صورت آتشسوزی لاحق را نیز با همان خصوصیّت زمان لاحق در خود بگیرد، و این دو حادثه جدا از هم بودند و هیچگاه دیگر نمیتوانست حکم به تکرار کند؛