لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٩٥ - آيه نماز جمعه
دويم ترك بيع و حرمت آن و ظاهر است كه از آن جهت حرام شده است كه مانع است از حضور نماز جمعه و لهذا جمعى كثير از علما قايل شدهاند كه مراد از بيع جميع تجاراتست به قرينه تعيير و سرزنش بر مطلق تجارت بلكه جمعى كثير گفتهاند كه هر چه مانع نماز جمعه باشد واجبست ترك آن از باب مقدمه و شكى نيست در آن كه هر گاه از دو فرسخ راه بايد آمدن به نماز جمعه هر مباحى را ترك مىبايد كرد و در وقتى روانه مىبايد شد كه علم يا ظن قريب بعلم داشته باشد كه به نماز جمعه مىرسند.
سيم مذمت الهى بر ترك جمعى نماز جمعه را يا شنيدن خطبه آن را چنانكه در روايات متعدده از جابر بن عبد اللَّه منقولست كه اهل مدينه مبتلا به جوع و قحط شده بودند و دحيه كلبى پيش از اسلام او آذوقه بسيار از شام آورد و پيش پيش آن دفها و طبلها مىزدند و حضرت سيّد المرسلين ٦ خطبه را مىخواندند يا در نماز بودند كه صحابه همگى آن حضرت را باز گذاشته جمعى از جهت خريدن اطعمه و جمعى به تماشا رفتند و با آن حضرت نماند مگر دوازده نفر يا كمتر پس اين آيه نازل شد و حضرت فرمودند كه اگر شما نيز مىرفتند آتشى نازل مىشد كه همه مىسوختند، و در روايتى ديگر سنگ بر شما مىباريد، از آسمان و اگر نماز جمعه و شنيدن خطبه واجب نمىبود حق سبحانه و تعالى اين سرزنش نمىفرمود و بر ترك مستحب آتش و سنگ نمىآمد مجملا شكى در اين نيست كه اين آيات در نماز جمعه است و نماز جمعه در زمان حضور معصوم واجب بود بر همه كس و ضرورى دين حضرت سيّد المرسلين است ٦ كه هر چه در زمان آن حضرت بر خلايق واجب بود منسوخ نشد حكم آن باقى است تا روز قيامت و ليكن جمعى از علما كه نماز جمعه را در حالت غيبت حرام مىدانند مستمسك ايشان اينست كه نماز جمعه مثل ساير