لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٩٤ - آيه نماز جمعه
مفسّرين گفتهاند و در آيه ديگر مطلق تجارت مذكور است، و اين سعى شما به نماز و خطبه و ترك بيع از جهت شما بهتر است اگر از اهل علميد، پس چون نماز جمعه به جا آورده شود پس پهن شويد در زمين و طلب كنيد روزى را در روز شنبه از فضل الهى و ياد كنيد خداوند خود را بسيار تا آن كه شايد رستگار شويد، و هر گاه مىبينيد تجارت و بازرگانى را يا مىشنوند صداى كوس و دهل را پراكنده مىشوند بسوى آن و ترا وا مىگذارند ايستاده در خطبه يا نماز بگو يا محمد كه آن چه نزد حق سبحانه و تعالى است بهتر است از لهو و از تجارت و حق سبحانه و تعالى بهترين روزى دهندگانست اگر نمىرفتيد و مشغول نماز بوديد بر وجه احسن روزى شما را مىداد، اما استدلال باين آيات بر وجوب نماز جمعه از چند وجه است.
اول آن كه هيچ شك نيست كه نماز جمعه در زمان حضرت سيّد المرسلين ٦ واجب عينى بود باين آيه و اگر چه امر از براى وجوب و ندب آمده است مذكور شد كه از اخبار صحيحه ظاهر مىشود كه اوامر قرآنى از براى وجوبست و اكثر اصوليان بر اينند، و بر تقديرى كه اوامر قرآنى نيز مشترك باشد شكى نيست كه بسيارى از اوامر آن از جهت وجوبست به قراين، و چنانكه اوامر نماز يوميه به اتفاق علما از براى وجوبست هم چنين شك نيست كه اين امر نيز از براى وجوبست بر وجه ابلغ زيرا كه امر به سعى لازم دارد كه آن چه سعى آن مىكنند واجب باشد و آن كه امر به سعى مشروط است به ندا بظاهر آيه خلافى نيست ميان اصحاب در آن كه در زمان حضور مشروط نبود نماز جمعه به ندا كه اعلام است يا اذان بلكه غرض از تعليق بر اذان زيادتى اهتمام است به شان اذان در نماز جمعه تا آن كه جمعى از علما قايل شدهاند بوجوب اذان از جهت نماز جمعه از جهت اين تعليق.