لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٠٠ - كساني كه امامت نمىكنند
«إليّ ممّن خالفه قال هذا مخلّط و هو عدوّ فلا تصلّ ورائه و لا كرامة الّا ان تتّقيه»)
و در صحيح منقولست از اسماعيل بن جابر كه گفت عرض نمودم به حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه كه شخصى هست كه دوست مىدارد حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه را و بيزار نيست از دشمنان آن حضرت كه خلافت را از حضرت غصب نمودند مثل فلان و فلان و فلان و اتباع ايشان و مىگويد كه على محبوبتر است نزد من از كسانى كه مخالفت آن حضرت كردهاند حال او چونست؟ حضرت فرمودند كه اين دشمن حضرتست در عقب او نماز مكن و او را كرامتى نيست كه سبب نجات او باشد يا او را دوست بايد داشت مگر آن كه از روى تقيه در عقب او نماز كنى به نحوى كه خواهد آمد و بحسب ظاهر با او دوستى كنى و بحسب باطن با او دشمن باشى و اين جمع را تفضيليّه مىگويند، و احاديث متواتره وارد شده است كه تبري از ايشان از اصول دينست پس چنين شخصى كافر است و مسلم ظاهريست.
و در حسن كالصحيح از زراره مرويست كه گفت عرض نمودم به حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه كه جمعى روايت كردهاند از حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه كه آن حضرت بعد از نماز جمعه چهار ركعت نماز كردند و سلام ندادند در دو ركعت اين چه نماز است حضرت فرمودند كه حضرت امير المؤمنين (ع) در عقب فاسقى نماز كردند و چون آن فاسق سلام داد و از نماز فارغ شد حضرت چهار ركعت نماز ظهر را كردند پس شخصى پهلوى آن حضرت (ع) بود گفت يا ابا الحسن چهار ركعت نماز گذارديد و در ميان آن سلام نداديد كه نافله باشد اين چه نماز بود حضرت فرمودند كه اين چهار ركعت مشبهات است يعنى از اين جهت كردم كه مردم به شبهه افتند و بدانند كه امام سزاوار امامت نيست. حضرت فرمودند كه و اللَّه كه آن شخص نفهميد كه