لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٤ - ذكر در سجده سهو صد مرتبه
گفته بودم يا بايست گفتن و نگفته بودم.
و عصيان كردم ترا بچشمم به آن كه جائى كه نمىبايست نظر كردن نظر كردم و جائى كه مىبايست نظر كردن نكردم و به عزت تو قسم كه اگر مىخواستى كه مرا كور مادر زاد مىآفريدى تا مخالفت نمىكردم و يا به سبب مخالفت اگر مىخواستى مرا كور مىكردى، و بشنوايى مخالفت كردم ترا بهر دو عنوان و به عزت تو كه اگر مىخواستى مرا كر مىگردانيدى بهر دو عنوان، و مخالفت كردم ترا به دستم و به عزتت قسم كه اگر مىخواستى مرا شل مىآفريدى يا شل مىگردانيدى.
و عصيان كردم ترا به پايم و به عزّتت قسم كه اگر مىخواستى پايهاى مرا قطع مىكردى يا بىپا مخلوق مىكردى يا به مرض جذام و خوره مبتلا مىكردى.
و عصيان كردم ترا به فرجم و به عزتت قسم كه اگر مىخواستى مرا عقيم مىگردانيدى يعنى عنين يا آن كه ولد از من بهم نمىرسيد.
و عصيان كردم ترا بجميع اعضا و جوارحى كه انعام كرده بر من به آنها و آن چه كردم نه سزاى تو بود از من بلكه مىبايست كه قدر اين نعمتها را بدانم و همه را صرف كنم در چيزى كه آن اعضا را از جهت آن آفريده از عبادات و طاعات و نكنم آن چه نهى فرموده بودى از معاصى و مخالفات.
ترجمه دعاى دويم: اينست كه رجوع كردم به تو با گناهان يعنى به درگاه تو آمدهام با توبه و پشيمانى از گناهانى كه بر پشت دارم بد كردهام و ستم بر نفس خود كردهام و ضررى كه رسانيدهام بر خود كردهام پس بيامرز مرا به درستى كه نمىآمرزد گناهان را كسى بغير از تو اى خداوند من.
ترجمه دعاى سيم، اينست كه ببخشا بنده را كه بد كرده است و گناهان كرده است و به تضرع و زارى به درگاه تو آمده است و اعتراف به گناهان خود مىكند.