کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٦٢ - مناقب و مزايا و صفات آن حضرت
و ديگر آنكه نقل كرده سفيان كه مردى آمد نزد على بن حسين (ع) و گفت: فلانى در حق تو اين گفت از كلام ناملايم فرمود كه: مرا نزد وى بر، مرد خيال كرد كه براى انتقام ميرود، و چون با او بنزد او آمد فرمود مر او را كه: اى فلان آنچه گفته در باب من اگر حق گفته از خداى تعالى اميد است كه بيامرزد مرا، و اگر در حق من باطل گفته اميد كه حق تعالى ترا بيامرزد.
و در ميان آن حضرت و حسن بن حسن چيزى از منافرت و رنجش بود، حسن آمد نزد آن حضرت و او با اصحاب در مسجد تشريف داشت حسن هيچ نگذاشت كه با وى نگفت از كلام ايذا رسان، آن حضرت ساكت بود و هيچ نميفرمود، چون حسن بازگشت و شب درآمد آن حضرت رفت بمنزل وى و در زد، حسن بيرون آمد و فرمود مر او را كه: اى برادر اگر راست گفتى آنچه گفتى پس خداى تعالى مرا بيامرزد، و اگر دروغ گفتى خداى تعالى ترا بيامرزد و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته، بعد از آن از آنجا برگشت، حسن از عقب وى رفت و او را در بغل گرفت و چندان گريست كه امام زين العابدين نيز از براى او رقت فرمود، بعد از آن حسن گفت كه: و اللَّه كه من عود نكنم چيزى كه ترا از آن كراهت آيد آنگاه آن حضرت فرمود كه: من ترا حلال كردم از آنچه گفتى و ميبود كه مىفرمود: نايافتن دوستان غربت است و بود كه ميفرمود: بار خدايا من پناه مىآورم بتو به آنكه ظاهر من نيك باشد يك چشم بر هم زدن و باطن من نه نيك نزد تو، بار خدايا همچنان كه من بدى ميكنم و تو در مقابل نيكوئى ميكنى بمن، پس هر گاه كه من باز گردم ببدى خود تو باز گرد به نيكى خود