کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٧ - گفتگوى آن حضرت با پيامبر هنگام مرگ
[گفتگوى آن حضرت با پيامبر هنگام مرگ]
روايت مىكند زهرى أز على بن حسين (ع) كه على بن ابى طالب (ع) گفت مر فاطمه را (ع) كه هيچ پرسيدى از پدر بزرگوار كه كجا ملاقات خواهى كرد در روز قيامت با وى؟ گفت: بلى، آن حضرت فرمود كه: مرا طلب كن نزد حوض كوثر، گفتم اگر آنجا ترا نيابم؟ فرمود كه: در ظل عرش پروردگار مرا طلب نماى كه غير من در ظل عرش نخواهد بود، آنگاه ديگر فاطمه گفت كه: اى پدر بزرگوار اهل دنيا در آن روز برهنه خواهند بود؟ فرمود كه: بلى اى دختر من، گفتم: من هم برهنه باشم؟ فرمود كه: نعم تو هم برهنه باشى ليكن كسى بكسى التفات نكند؛ فاطمه مىگويد كه گفتم؛ و اسوأتاه در آن روز از خداى عز و جل، من بيرون نيامدم تا رسول اللَّه گفت بمن كه: جبرئيل كه روح الامين است بر من نازل شد و گفت مرا كه: اى محمد بخوان فاطمه را و اعلام كن كه چون او از خداى تعالى شرم داشت پس خداى تعالى نيز از وى شرم داشته وعده فرمود كه بپوشاند او را در قيامت دو حله كه هر دو از نور باشد، امير المؤمنين فرمود كه چرا از ابن عم خود از پدرت چيزى نپرسيدى؟ گفت:
پرسيدم فرمود كه: على (ع) نزد حق تعالى از آن گرامىتر است كه برهنه باشد در روز قيامت.
و قريب باين حديث ابن عباس نيز روايت كرده كه فاطمه زهرا گفت مر پيغمبر را ٦ در وقت سكرات موت كه: اى پدر بزرگوار من بىتو صبر ندارم ساعتى در دنيا پس كجا خواهد بود فردا ميعاد ما؟ فرمود كه: اول از أهل من تو خواهى بود كه بمن ملحق شوى، و ميعاد بر پل صراط است كه بر جهنم كشيده شده است گفت: اى پدر خداى تعالى حرام نكرده چشم و گوش ترا بر آتش؟ فرمود كه: بلى و ليكن من آنجا مىايستم تا امت من بگذرد، گفت: اگر ترا آنجا نبينم؟ فرمود كه: در