کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٨ - در ذكر فدك و خطبه فاطمه زهرا
بعد از آن فرمود كه زعم شما آنست كه مرا ارث نيست از پدر خود، شما بعمد ترك كتاب الهى كرديد، و آن را بر پس پشت خود انداختيد حال آنكه قول حق جل و علا است كه وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ و خبر ميدهد از زكريا و يحيى كه رب فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا. و ديگر فرمود يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ.
زعم شما آنست كه مرا حظى نيست از پدر خود آيا حكمى كه حق تعالى فرموده در آيتى پدر من آن را از قرآن بيرون كرده يا مىگوئيد كه اهل دو ملت از يك ديگر ميراث نميبرند، يا شما داناتريد بخصوص قرآن و عموم آن أز پدر من ٦، آيا حكم جاهليت مىطلبند و كيست نيكوتر از خداى تعالى از جهت حكم براى قومى كه تدبر ميكنند از روى يقين و ميدانند كه أحسن أحكام حكم اوست.
أى معاشر مسلمانان آيا ميراثى كه حق تعالى تعيين فرموده باشد تو از پدر خود ميراث برى و من نبرم، شما بد چيزى را مرتكب شدهايد و اتيان بأمر زشت نمودهايد، زمام اختيار اين را محكم نگاه داريد تا روزى كه مردم محشور گردند؛ خوشا آن روز كه حاكم خداى تعالى باشد، و كفيل محمد،