کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٥٢ - كلام مصنف و قصيده وى در مدح آن حضرت
ناطق است، مر او را مكان و منزلتى است در بلندى كه بسى بلند است و كوه بزرگى او بغايت مرتفع بالا رونده است، و از شاخچه عزى است كه فرع آن اصلى است كه بر اوج سها كشيده، باران فيضش بهمه رسيده است و باد بشارت در باران جود او برق دهنده است، و براى صواب جواب ميفرمايد اگر از حد تجاوز كرد نادانى، و بباران خود مينوازد اگر از معيشت عاريست سائل سرگردانى، گوئيا كه طلعت با نصرت آن حضرت آنچه ظاهر و هويدا است مر بينندگان را قمرى است نور دهنده، مر او راست از افضال بخشندگى بر بذل و از اخلاق حميده اوست كه بر همه سارى و جارى است، ميريزد و بذل ميكند عطا وجود را و او از براى همه خلايق ريزنده عطاست همچو ابر كه ريزنده باران است، او را طبيعتى است پاكيزه پسنديده بلندشونده كه ابداع فرموده در ايجاد آن حضرت خالق خلايق، بلند است مراتب و معالى او و عمل او از براى مراتبى كه آن از براى اوست دلپسند و او از براى آن عاشق، اگر مشكل شد امرى كه راه يافته نميشود بسوى آن پس او راتق فاتق آنست كه حل و عقد آن بدست وى است، شوق او دارد بزرگى و عجبى نيست كه بزرگى مشتاق او باشد و مجد و بزرگى اشتياق او داشته باشند، اى مولاى من بدرستى كه من در دوستى شما طوق اخلاص بر گردن جان دارم اگر چه خلط كند و مزج نمايد بدوستى شما، غير مخلص چيزى ديگر را از اعراض، از براى شما است دوستى و ولاى من، و بآستانه پيشگاه شما متوجه است مراكب من كه از آمدن راه دور لاغر شدهاند، و بشما است وثوق و اعتماد من، اميدوارم بشما بيافتن آرزو و امانى گاهى كه نجات يابد فرمان بردار و بيفتد در دوزخ نافرمان بد كردار يعنى در قيامت، تقبل منا يا كريم الستار.
هذا آخر ما اورده المصنف «قد» في حالات الامام أبى عبد الله الصادق سلام الله عليه و بتمامه تم الجزء الثانى من هذه الطبعة البهية القيمة، و كان تصحيح ذلك و ترتيبه و تهذيبه و تطبيق الترجمة على المتن بيد العبد- السيد ابراهيم الميانجى- عفى عنه و عن والديه، و اتفق الفراغ في يوم وفاته (ع) و هو اليوم الخامس و العشرون من شهر شوال سنة- ١٣٨١- و يليه ان شاء الله الجزء الثالث، و أوله: «ذكر الامام السابع أبى الحسن موسى الكاظم ٧» و الحمد لله أولا و آخرا، و ظاهرا و باطنا، و في كل الاحوال و على كل حال.