کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٧١ - در ذكر ولادت و نسب واسم و كنيه و مناقب و صفات آن حضرت
اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ يعنى آمرزش طلبيد از پروردگار خود كه حق تعالى هست آمرزنده توبهكنندگان، و چون شما بكنيد بفرستد ابر را بر شما بارندگى پى در پى، و مدد دهد شما را بمالها و پسران يعنى در دنيا وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ و بدهد بر شما بوستانهاى مشتمل بر ميوه يعنى در آخرت أى سفيان هر گاه اندوهگين سازد ترا امرى از سلطان يا غير او پس بسيار بگوى اين را كه لا حول و لا قوة الا بالله كه اين قول مفتاح فرج است و گنجى است از گنجهاى جنت.
ابن أبى حازم گويد كه: من در خدمت جعفر بن محمد (ع) بودم كه درآمد آذن آن حضرت و گفت:
سفيان ثورى بر در خانه است، آن حضرت فرمود كه اذن كن تا درآيد، پس او در آمد، آن حضرت فرمود مر او را كه: أى سفيان بدرستى كه تو مردى كه دائم سلطان ترا طلب مىكند و من ميپرهيزم از سلطان پس برخيز و بيرون رو نه آنكه تو مطرودى، سفيان گفت: مرا حديثى فرماى تا بشنوم و برخيزم، آن حضرت فرمود كه حديث فرمود پدر من از جد من رسول اللَّه ٦ فرمود كه: هر كه حق تعالى بوى نعمتى انعام فرمود پس بايد كه حمد و شكر الهى بتقديم رساند، و كسى كه رزق بر او تنك شد پس بايد كه استغفار كند مر خداى تعالى را، و كسى كه اندوهگين گردانيد او را امرى پس بايد كه بگويد اين را كه:
لا حول و لا قوة الا باللَّه
، پس چون سفيان برخاست آن حضرت فرمود كه فراگير اين را، و سه بار فرمود اين را. (ظاهر اينست- فراگير اين سه را و چه سه تاى بزرگى است) «م» سفيان گويد كه: من رفتم بخدمت جعفر بن محمد (ع) و بر او جبه بود از خز كه رنگش بسياهى ميزد و پوششى از خز، من در ايستادم و نظر تعجب در او ميكردم، آن حضرت گفت مرا كه: يا ثورى چيست ترا كه نظر تعجب بما گماشته؟ گفتم: يا ابن رسول اللَّه اين از لباس تو و لباس پدران تو نبود،