کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٤٨ - برخى از معجزات و دلائل آن امام همام
از نماز شب در محمل، پيش از آنكه من سؤال كنم فرمود كه: رسول اللَّه ٦ نماز ميگذارد بر راحله بهر طرف كه متوجه بود راحله بآن طرف.
روايت كند سعد اسكاف كه من طلب اذن كردم براى أبى جعفر (ع) فرمود كه: بگوئيد كه تعجيل منماى كه نزد او قومى هستند از برادران شما، من اندكى درنگ كردم بيرون آمدند بر من دوازده مرد كه مشابه تركان بودند و بر ايشان قباهاى تنك بود و موزها كه پوشيده بودند، پس سلام كردند و گذشتند بعد از آن من داخل شدم بر آن حضرت (ع) و گفتم: نشناختم اين جمع را كه بيرون آمد از نزد تو چه طايفه بودند؟ فرمود كه: ايشان برادران شما بودند از قوم جن. گفتم: ظاهر ميسازند خود را بر شما؟ فرمود كه: بلى گذر مىآرند بر ما و از حلال و حرام ميپرسند همچنان كه شما مىآئيد و ميپرسيد.
و ابو عبد اللَّه (ع) گويد كه من شنيدم از پدر بزرگوار خود كه باقى مانده از اجل من پنج سال من حساب كردم آن را نه زياده بود نه كم.
و محمد بن مسلم روايت ميكند كه من سير ميكردم با أبى جعفر (ع) در زمين ميان مكه و مدينه و آن حضرت بر استرى سوار بود و من بر دراز گوشى كه از آن حضرت بود كه ناگاه گرگى در سر كوه پيدا شد و مىآمد تا نزديك آن حضرت رسيد، آن حضرت استر را بداشت تا گرگ پيش آمد و دستها برداشته بر قربوس زين استر نهاد و سر پيش برد و آن حضرت گوش فرموده بود زمان درازى بعد فرمود كه: برو من چنين كنم، گرگ بازگشت و بدويدن دويدن ميرفت، فرمود كه. دانستى كه چه گفت؟
گفتم: خداى و رسول و پسر رسول او داناترند، فرمود كه: او گفت بمن يا ابن رسول اللَّه بدرستى كه جفت من در اين كوه بزائيدن است و دشوار ميزايد پس دعا كن بجانب حق كه او را خلاصى دهد