کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٧٢ - جريان حج هشام بن عبد الملك و قصيده فرزدق
|
أبر جوديم بر نشيب و فراز |
قطره از ما بما نگردد باز |
|
|
آفتابيم بر سپهر علا |
نفتد عكس ما ديگر سوى ما |
|
|
چون فرزدق بآن وفا و كرم |
گشت بينا قبول كرد درم |
|
|
از براى خداى بود رسول |
هر چه آمد از او چه رد چه قبول |
|
|
بود از آن هر دو قصدش الحق حق |
ميكنم منهم از فرزدق دق |
|
|
رشحه زان سجال لطف نوال |
كه رسيدش از آن خجسته مآل |
|
|
زان حريفم اگر دو سه حرفى |
بندم از دولت أبد طرفى |
|
|
صادقى از مشايخ حرمين |
چون شنيد اين نشيد دور از شين |
|
|
گفت نيلى مراضى حق را |
بس بود اين عمل فرزدق را |
|
|
گر جز اينش ز دفتر حسنات |
بر نيايد نجات يافت نجات |
|
|
مستعد شد رضاى رحمان را |
مستحق شد رياض رضوان را |
|
|
زانكه نزديك حاكم جائر |
كرد حق را براى حق ظاهر |
|
|
مادح اهل بيت در معنى |
مدحت خويشتن كند يعنى |
|
|
مؤمنم موقنم خداىشناس |
و ز خدايم بود اميد و هراس |
|
|
از كجيها در اعتقادم پاك |
نيست از جور كج نهادم باك |
|
|
دوستدار رسول و آل ويم |
دشمن خصم بد خصال ويم |
|
|
جوهر من ز كان ايشانست |
رخت من از دكان ايشانست |
|
|
همچو سلمان شدم ز اهل البيت |
گشت روشن چراغ من از زيت |
|
|
انا مولى لهم و مولى القوم |
كان منهم و لا اخاف اللوم |
|
|
مست عشقند عاشقان دايم |
لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ |
|
|
چون بود عشق عاشقان درسم |
كى ز كيد منافقان ترسم |
|
آوردهاند مردى گفت مر سعيد بن مسيب را كه من نديدم شخصى را كه اورع باشد از فلان مرد و نام برد او را، سعيد گفت: نديدهاى على بن حسين را (ع)؟ گفت: نه، گفت: من نديدهام كسى را كه اورع باشد از او.
و زهرى گويد كه: من نديدم هاشمى را كه أفضل باشد از على بن حسين (ع) و ابو حازم نيز اين چنين گويد كه: نديدم هاشمى را كه أفضل باشد از على بن حسين (ع) و نديدم كه أفقر باشد از او.