جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٥ - غزل ٢٤٢ مرا به رندى و عشق، آن فضول عيب كند
الطّالِبِ.»
[١]: (شفاعت كننده، بال طالب است.- همچنين:
١٨١٥
«إِسْتَجيبُوا لِانْبِيآءِ اللَّهِ، وَسَلِّمُوا لِامْرِهِمْ، واعْمَلُوا بِطاعَتِهِمْ، تَدْخُلُوا فى شَفاعَتِهِمْ.»
[٢]: (دعوت پيامبران الهى را بپذيريد، و تسليم فرمانشان باشيد، و به پيروى از ايشان عمل نماييد، تا در شفاعتشان در آييد.) و همچنين:
١٨١٦
«جاوِرِ الْعُلَمآءَ، تَسْتَبْصِرْ.»
[٣]: (با علما مجاورت نما، تا ديده باطنىات روشن شود.- يا:
١٨١٧
«عَلَيْكَ بِطاعَةِ مَنْ يَأْمُرُكَ بِالدّينِ، فَإِنَّهُ يَهْديكَ وَيُنْجيكَ.»
[٤]: (پيوسته در اطاعت كسى باش كه تو را به دين امر مى نمايد، زيرا او تو را راهنمايى نموده و نجات مى دهد.) و نيز:
١٨١٨
«هُدِىَ مَنْ سَلَّمَ مَقادَتَهُ إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَوَلىِّ أَمْرِهِ.»
[٥]: (كسى كه اختيار راهبريش را به خدا و رسول و ولىّ امرش بسپارد هدايت شده است.) لذا مى گويد:
|
شبانِ وادى ايمن، گهى رسد به مراد |
كه چند سال به جان، خدمتِ شُعَيْب كند |
|
در اين بيت خواجه گفتار گذشته خود را با اشاره به تمثيل حضرت موسى و شعيب : بيان كرده و مى گويد: همچنان كه حضرت موسى ٧ به مراد عالم طبع خود نرسيد، مگر با چندين سال چوپانى كردن براى حضرت شعيب ٧،[٦] سالك طريق هم نمى تواند به مقصد معنوى خود راه يابد، مگر با پيروى و خاكسارى در مقابل برجستگان عالم. در جايى مى گويد:
|
هر آن خجسته نظر، كز پى سعادت رفت |
به كُنج ميكده و خانه ارادت رفت |
|
|
ز رطل دُرْد كشان كشف كرد، سالكِ راه |
رموز غيب، كه در عالَم شهادت رفت[٧] |
|
و در جاى ديگر هم مى گويد:.
[١] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب الشّفاعة، ص ١٧٦.
[٢] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب الشّفاعة، ص ١٧٦.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٨.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب الهداية، ص ٤٢١.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب الهداية، ص ٤٢٢.
[٦] - به آيات ٢٢ تا ٢٩ سوره قصص رجوع شود.
[٧] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٩٨، ص ١٠١.