جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤ - فهرست
غزل ٢٥٧: نه هر كه چهره بر افروخت دلبرى داند ... ١٢٣.
غزل ٢٥٨: نيست در شهر نگارى كه دل ما ببرد ... ١٢٩.
غزل ٢٥٩: نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد ... ١٣٧.
غزل ٢٦٠: نقد صوفى نه همه صافى بىغش باشد ... ١٤٣.
غزل ٢٦١: نسبت رويت اگر با ماه و پروين كردهاند ... ١٤٩.
غزل ٢٦٢: واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مى كنند ... ١٥٨.
غزل ٢٦٣: هر كه شد محرم دل در حرم يار بماند ... ١٦٧.
غزل ٢٦٤: هر آن كو خاطر مجموع و يار نازنين دارد ... ١٧٦.
غزل ٢٦٥: هر آنكه جانب اهل وفا نگهدارد ... ١٨٣.
غزل ٢٦٦: هماى اوج سعادت به دام ما افتد ... ١٨٩.
غزل ٢٦٧: هر كه را با خط سبزت سر سودا باشد ... ١٩٤.
غزل ٢٦٨: هرگزم مهر تو از لوح دل و جان نرود ... ١٩٩.
غزل ٢٦٩: هوس باد بهارم به سوى صحرا برد ... ٢٠٤.
غزل ٢٧٠: ياد باد آنكه نهانت نظرى با ما بود ... ٢١٠.
غزل ٢٧١: ياد باد آنكه سر كوى توام منزل بود ... ٢١٥.
غزل ٢٧٢: يارى اندر كس نمى بينم ياران را چه شد ... ٢٢٢.
غزل ٢٧٣: يكدو جامم دى سحرگه اتفاق افتاده بود ... ٢٢٩.
غزل ٢٧٤: يارم چو قدح به دست گيرد ... ٢٣٥.
غزل ٢٧٥: آن يار كز او خانه ما جاى پرى بود ... ٢٣٩.
غزل ٢٧٦: آنكه رخسار تو را رنگ گل نسرين داد ... ٢٤٨.
غزل ٢٧٧: اگر به باده مشكين دلم كشد شايد ... ٢٥٤.
غزل ٢٧٨: آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند ... ٢٦٥.
غزل ٢٧٩: بوى مشك ختن از باد صبا مى آيد ... ٢٧٤.
غزل ٢٨٠: ساقى اندر قدحم باز مى گلگون كرد ... ٢٨٠