جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٥٣ - غزل ٢٩٢ اى صبا نكهتى از خاك در يار بيار
از بيت پنجم اين غزل ظاهر مى شود كه خواجه به هجران طولانى مبتلا بوده، و در اين ابيات با توسّل به صبا، كه شايد نفحات الهى، و يا مقرّبان درگاه دوست، و يا رابطه بندگى بين او و محبوب باشد تمنّاى وصال جديد و خلاصى از هجران را مىنمايد. ابيات اين غزل به هر يك از معانى كه براى صبا شد، اشاره اى دارد.
مىگويد:
|
اى صبا! نكهتى از خاك ره يار بيار |
ببر اندوه دل و مژده دلدار بيار |
|
|
نكته روح فزا از دهن يار بگو |
نامه خوش خبر از عالم اسرار بيار |
|
|
تا معطّر كنم از لطف نسيم تو مشام |
شمّه اى از نفحاتِ نَفَس يار بيار |
|
اى باد صبا! و نفحات جانفزا! و نزديكان درگاه دوست! بويى و نسيمى از خاك كوى او به من بياوريد و دلِ مبتلا به غم هجرانم را با مژده ديدارش باز به راه آورده و آرامش دهيد. بياناتى و نكاتى از جمال و كمال و گفتارش به من بگوييد، و از عالم اسرار نامه اى كه خبر از الطاف و عنايات دوست به بندگانش مى دهد، برايم بخوانيد، تا شايد با رسيدن گوشه اى از نفحات كوى جانان، مشام جانِ اين دلخسته معطّر گردد و از ناراحتيهاى هجران قدرى راحتى يابم. در جايى از رسيدن به اين خواستهاش خبر مى دهد و مى گويد: