جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٤١ - غزل ٢٩٠ اى برده نرد حسن ز خوبان روزگار
|
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمدهاند |
كسى به حسن و ملامت به يار ما نرسد[١] |
|
|
الحق وجود نقش و نشان دهان تو |
موهومْ نقطه اى است، نه پنهان نه آشكار |
|
محبوبا! تو را دهان نيست، ولى با بندگان خاصّت در گفتگويى. نمىدانم چگونه وصف آن نمايم «موهومْ نقطه اى است، نه پنهان نه آشكار» همان گونه كه تو را نشان نيست، دهان تو را هم نشان نيست. تو با برگزيدگانت سخن مى گويى بدون اينكه لب و دهان داشته باشى؛ كه: «كَلَّمَهُ رَبُّهُ»[٢]: (پروردگارش با او سخن گفت.- همچنين:
٢١٥٥
«فَنادانى رَبّى عَزَّ وَجَلَّ فى سِرّى.»
[٣]: (پروردگارم در باطنم مرا مخاطب قرار داد.)، و نيز:
٢١٥٦
«وأُكَلِّمُهُمْ كُلَّما نَظَرْتُ إِلَيْهِمْ.»
[٤]: (هر گاه به آنان نظر مى افكنم، با ايشان به گفتگو مى پردازم- يا:
٢١٥٧
«وَلُانْعِمُهُمْ بِأَلْوانِ التَلَذُّذِ مِنْ كَلامى.»
[٥]: (بدرستى كه ايشان را از انواع لذتهاى كلامم متنعم مى سازم.- همچنين:
٢١٥٨
«أُسْمِعُهُ كَلامى وَكَلامَ مَلائِكَتى»
[٦]: (كلام خويش و ملائكهام را به آنان [دوستدارانم] مىشنوانم.- نيز:
٢١٥٩
«كُلُّكُمْ يُكَلِّمُ رَبَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ.»
[٧]: (همه شما در روز قيامت با پروردگارتان گفتگو خواهيد نمود.).
و يا منظور اين باشد كه: محبوبا! نشان از لب و دهان ندارى، ولى بندگان وارستهات از تو آب حيات مى ستانند ..
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٣٩، ص ١٢٧.
[٢] - اعراف: ١٤٣.
[٣] - بحار الانوار، ج ٥، ص ١٤٦، روايت ٢.
[٤] - وافى، ج ٣، ابواب المواعظ، باب مواعظ اللَّه سبحانه، ص ٣٨.
[٥] - وافى، ج ٣، ابواب المواعظ، باب مواعظ اللَّه سبحانه، ص ٣٩.
[٦] - وافى، ج ٣، ابواب المواعظ، باب مواعظ اللَّه سبحانه، ص ٤٠.
[٧] - بحار الانوار، ج ٧، ص ١٨٣، روايت ٢٩.